زندگینامه - 6

برکت نام امام حسین:
چه می دانم که به نام نامی حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام آن عدّه در آن روز چه قدر با برکت بود؟ ده سال بعد از آن تاریخ در سال 1349 انجمن شهر تصویب کرده بود روزهای تاسوعا و عاشورا در شهر مراغه حکومت نظامی شود امّا بعد از ظهر روز هشتم محرّم و به اصطلاح شب تاسوعا « هیئت حسینی جوانان » چنان حماسه ای در مراغه آفرید که رئیس شهربانی، شبانه به تهران تلفنگرام زده بود: « شهر یک پارچه به آشوب کشیده شده است و تهران جواب داده بود: برنامۀ حکومت نظامی را لغو و هیچ برخوردی با عزاداری سنـّتی مردم نشود » و لذا آفریدن همان حماسۀ پرشور که تا پاسی از نیمه شب گذشته، ادامه داشت و حتی چند نفر از مأمورین نیز جراحاتی برداشتند، امّا درس بزرگی شد و باعث گردید علی رغم اینکه در خیلی از شهرها مراسم عزاداری و دسته بندی در خیابانهای شهر ممنوع بود، لکن تا پایان حکومت پهلوی در مراغه جرعت مخالفت پیدا نکردند و مراسم عزاداری از دوّم تا دوازدهم محرّم ( صبح و عصر و شب ) در مساجد و تکایا و خیابانهای شهر برگزار می شد. البته نا گفته نماند که همان سال، بعد از مراسم عاشورا یعنی چهاردهم محرّم بنده را با جناب دکتر... به شهربانی احضار کردند و اگر نفس پر نفوذ مرحوم حضرت حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج سیّد سعادت موسوی نمی شد خدا می داند که بر سرما چه می آوردند. ولی با یک « سیم و جیم » ساده مرخص کردند و موقع خدا حافظی هم گفتند: به آقا بگوئید که با شما چگونه رفتارشد! خوب، این حقّ و حقوق و تأثیر کلام ها را نباید به دست فراموشی سپرد. خدا شاهد است که این جملات را نه به خاطراینکه مرحوم حاج آقا أباالزوجۀ بنده بودند می نویسم بلکه مراغه ایهای هم سنّ و سال من بهتر از من می دانند و قطعاً تأیید هم می کنند که شخصیّت والا، اخلاق عملی، خدمات دینی، اجتماعی و فرهنگی ایشان خیلی بالاتر از این حرف هاست. به قول آیة الله جعفری که می نویسد: « ایشان پناهگـاه فکری مردم مراغه بخصوص جوانان بود و با فروتنی و تواضع که خاصّ ایشان بود، در جلب و جذب مردم به مسجد و منبر و مبانی دینی، بسیار موفق بود و ... »

خاطره قبلی ------ فهرست خاطره ها ------ خاطره بعدی


Copyright © 2010 seyyidparpanchi.com