زندگینامه - 1

سر آغاز زندگی
نویسنده، سیّد کاظم پرپنچی، متولدهفتم فروردین 1323 درشهرتاریخی مراغه می باشد. اگرچه در مهرماه سال 1329 شمسی به مدرسه رفتم، ولی به علت ابتلا به مرض تیفوئیت و بستری شدن قریب به پنج ماه از سال تحصیلی 29، کلاس اوّل نا تمام ماند و از سال بعد راه افتادم. مرحوم پدرم، آقا سیّد مقتدا برایم تعریف می کرد که در حوزۀ علمیۀ قزوین درس خوانده و از شاگردان مرحوم آیة الله العظمی آقا سیّد ابوالحسن رفیعی قزوینی بوده است و البته از حضرت ایشان دارای اجازاتی هم بود که دست خط مبارک ایشان هنوز هم نگهداری می شود. پدرم سعی می کرد پا به پای تحصیلات حوزوی، مدرک تحصیلات رسمی نیز داشته باشد. لذا در سال 1316 وارد دانشکدۀ معقول و منقول می شود. پدرم بعد از ورود به دانشگاه، درمقابل فشارهای حکومت وقت که با عبا و عمامه سخت مخالفت می کرد تاب مقاومت را از دست می دهد و به همراهی هم مباحثه اش، آقا شیخ هیبت الله محمّدی تاکندی (عموی آیةالله آقا شیخ علی محمّدی ــ رئیس فعلی حوزۀ علمیّۀ قزوین ) با لباس روحانیّت خداحافظی می کند و به سربازی می رود، خدمت اجباری دو ساله را با درجۀ استوار یکمی به پایان می رساند و به هر دلیلی که خود بهترمی دانست، از ترس اینکه مبادا مرحوم پدرش آقا سیّد تقی در صورت بازگشت به قزوین و قریۀ تاکند او را به ادامۀ تحصیلات حوزوی وادار کند، در وزارت دادگستری استخدام می شود و طبق تقاضای خودش به جای دور دستی منتقل و به شهر مراغه می آید، که الحق، هفتاد سال پیش مراغه جای دور دستی نسبت به قزوین بوده است. بعد از ازدواج با مادرم فاطمه خانم در مراغه ماندگار می شود. خدا رحمتش کند که وجودش برای شخص من مایۀ فخر و مباهات بود و هست که سی وشش سال در دادگستری خدمت کرد و آنچه باقی گذاشت، حیاط کوچک صدو پنجاه متری بود و دیگرهیچ، البته به انضمام آبرو، شرف و حیثیّت، که به همۀ تعلقات مادّی می ارزد، درود فراوان به روح پاکش. و من سعی می کنم به قدر وُسع به تکلیف شرعی ام در قبال آن بزرگوار و مادر مهربانم عمل کنم اگر چه خیلی ناتوانم، ولی بر اساس فرمایش حضرت سیّد الساجدیـن امام علی بن الحسیـن زین العابدین علیه السّـلام، به دعای خیر آنان نیازمنـد و به شفاعتشان امید دارم. امام (ع) در دعای بیست وچهارم صحیفۀ سجّادیه، بند پانزدهم، عرض می کند: « بار خدایا اگر آمرزشت به آنان [ پـدر و مـادرم ] پیشی گرفته آن ها را شفیع من گردان. و اگر آمرزشت بر من پیشی گرفته مرا شفاعت کنندۀ آنها ساز. تا به عنایت تو در سرای گرامی و جای آمرزش و رحمتت گرد آئیم. زیرا تو دارای فضل بزرگ و نعمت دیرین و مهربان ترین مهربانانی.»

خاطره قبلی ------ فهرست خاطره ها ------ خاطره بعدی


Copyright © 2010 seyyidparpanchi.com