"به بهانۀ مستند "ظهور نزدیک است
استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است

 10/ 02/ 1390
به بهانۀ مستند "ظهور نزدیک است"

می گویند: زمانی که سیّد ضیاءالدین طباطبائی در کشور سوئد زندگی می کرد با محمد ظاهر شاه ( پادشاه افغانستان ) که در سوئد در مسافرت بود، به مناسبتی ملاقات کردند. ظاهر شاه، سیّد را شخصیت قابل قبولی یافت لذا از وی دعوت کرد تا برای تشکیل کابینه به افغانستان آید.( نا گفته نماند، این داستان مربوط می شود به سالهای 1315 به بعد که اوج قدرت رضاخانی بود ). پس از اینکه این خبر غیر منتظره به رضا شاه رسید ــ با توجه به سوابق کودتای حوت 1299 و صدارت سید ضیاء در ایران که بیش از نود روز دوام نیافت ــ تصمیم ظاهرشاه را بر وفق مراد خود نیافت. امّا شنیدنی تر اینکه به رضاخان گفتنـد: قربان! در احادیث شیعه وارد است؛ یکی از علائم نهضت آخر الزمان و ظهور مهدی (عج) خروج سیّـدِ حسنی از منطقۀ خراسان است، ازطرف دیگر بدیهی است اگر سید ضیاء در کشور افغانستان تشکیل کابینه دهد از توطئه برعلیه تو کوتاهی نخواهد کرد و هیچ بعید نیست که از عوام بودن مردم هم استفاده کرده و خود را همان سیّدِ حسنی جا بزند. بی درنگ به فرمان رضاخان، وزارت امور خارجۀ ایران به سفارت کشور پادشاهی افغانستان نوتا فرستاد مبنی بر اینکه: « ورود سید ضیاء الدین طباطبائی به خاک افغانستان به منزلۀ اعلام جنگ به کشور ایران است ». پس موضوع صدارت سید ضیاء نیز خاتمه یافته تلقی شد. امّـا داستـان شنیـدنی « سیّـدِ خراسانـی » که نه تنهـا امروزهـا با پخـش مستنـد « ظهور بسیار نزدیک است » زبانزد خاصّ و عامّ شده، بلکه حتی از روز قیام ابومسلم خراسانی و روی کار آمدن حکومت عباسیان به این طرف، هر از چندگاه مورد استفادۀ سیاستمداران بوده و از آن به نفع سیاست خود بهره گرفته اند. اینک، ابتدا مطالب مربوط به « سیـّد خراسانی » و « شعیب بن صالح » فرمانده نیروهای نظامی وی را از کتاب « عصرالظهور » استاد شیخ علی کورانی لبنانی که در شوال 1407 قمری ( 25 سال قبل ) در شهر قم تألیف، و در خرداد 1368 توسط آقای عباس جلالی درهمان شهر تحت عنوان « عصر ظهور » ترجمه شده است، از چاپ دوازدهم آن که در تابستان 1387 به چاپ رسیده، عیناً نقل کرده، و سپس با اشاره به نکاتی از آن که، مستمسکِ مستندِ « ظهورنزدیک است » قرار گرفته، به بحث ادامه می دهیم:
( ص 101 ) « ...امّا ظاهر شدن یمنی موعود، در روایت آمده که او همزمان با خروج سفیانی یا نزدیک به زمان او ظاهر خواهد شد، امّا یاران درفش های سیاه که ایرانیان می باشند نخستین زمینه سازان بشمار می روند، که مدتی قبل از حرکت سفیانی ظاهرمی شوند و نیروهای آنان پیش ازحرکت وی در سر زمین شام حضور می یابند چنانکه خواهد آمد، رهبر آنها سیدِخراسانی و فرماندهی نیروهایشان شعیب بن صالح که هر دو (وعده داده شده اند) می باشند ظاهر می گردند.»
( ص 150 ) « روایاتی وجود دارد که از درگیر شدن نیروهای وی درعراق سخن می گوید و این بار سفیانی با تنها نیروی امام مهدی (ع) درگیر می شود در حالیکه آن حضرت [ مهدی (ع)]، شعیب بن صالح، فرمانده نیروهای ایرانی را به فرماندهی کل نیروهای خود که بخش عظیمی از آنان ایرانی و یمنی و از سایر سرزمین های اسلامی می باشند، انتخاب می کند.»
( ص 151 ) در نسخۀ خطی ابن حماد از علی (ع) روایت شده است که فرمود: « ...هاشمی ( خراسانی ) با درفـش های سیاه در حالی که شعیب بن صالح در پیشاپیـش آن ها حرکت می کند با امام مهدی ملاقات می کند و همچنین آن حضرت در محل دروازۀ استخر با یاران سفیانی برخورد می کنند و بین آن ها نبردی بزرگ رخ می دهد. »
( ص 158 ) از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: « قبل از قیام قائم وقوع پنج علامت حتمی است: یمنی، سفیانی، صیحۀ آسمانی، کشته شدن نفس زکیّه و فرو رفتن در بیابان » و نیز فرمود: « خروج سفیانی و یمنی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز و ترتیب آن ها همچون رشتۀ مهره ها پشت سرهم خواهد بود. پریشانی و سختی از هر سو پدید می آید. وای بر کسی که با آن ها مخالفت و دشمنی کند، در میان درفش ها، هدایت کننده تر از درفش یمنی وجود ندارد، چرا که درفش حق است و شما را بسوی صاحب تان دعوت می کند. وقتی یمنی قیام کند فروش اسلحه به مردم حرام است. و آنگاه که خروج کند بسوی او بشتاب که درفش او درفش هدایت است. از امام رضا (ع) روایت شده است که فرمود: « قبل از این أمر، سفیانی و مروانی و شعیب بن صالح است پس چگونه می گوید این و آن .» از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: « خروج این سه تن، خراسانی، سفیانی و یمنی در یک سال و یک ماه و یک روز اتفاق می افتد. و درفش یمنی از همه هدایت کننده تر است زیرا که دعوت به حق می کند.»
( ص 190 ) در مورد « عَـوف سَلـَمـی » روایتی در کتاب غیبت طوسی؛ حذلم بن بشیر از امام زین العابدین (ع) نقل کرده که گفت: « به علی بن الحسین (ع) عرض کردم، کیفیت خروج حضرت مهدی (ع) را برایم توصیف نموده و دلائل و نشانه های ظهورش را بمن بشناسان، حضرت فرمود: قبل از ظهور او [ مهدی(ع)] مردی بنام عَوف سَلـَمی در سرزمین جزیره خروج می نمایـد که جایگاه او تکریت و محل قتل وی مسجـد دمشق می باشـد و بعد از آن شعیب بن صالح از سمرقنـد خروج می کند و آنگاه سفیانی ملعون که از ذریّۀ عتبه پسر ابوسفیان است از منطقۀ وادی یابس ( بیابان خشک ) خروج می نماید که در هنگام خروج او حضرت مهدی (ع) مخفی است و پس از آن خروج می نماید.»
سیّدِ حسنی یا سیّدِ خراسانی؟
 از باب تنوع هم شـده، در میان کلام استاد کورانی، روایتی را از کتابِ « مهـدی موعود » جلد سیزدهم « بحارالانوار » ترجمۀ علی دوانی نقل می کنم: ( چاپ اول ــ متأسفانه بدون تاریخ چاپ، مترجم در آخر کتاب قید کرده به تاریخ 20 دیماه 1339 شمسی ). متعاقباً به کتاب « عصر ظهور » باز می گردیم.
( ص 1145 کتاب مهدی موعود ) « در یکی از تألیفات علمای شیعه به سلسلۀ سند از مفضل بن عمر روایت شده است که گفت: از آقایم حضرت صادق (ع) پرسیدم... » حدیث مفصلی است که در رابطه با وقایع روزگار ظهور، امام صادق (ع) به سؤالات مفصّل مفضل بن عمر جواب می دهـد، که تا صفحۀ 1182 کتاب ادامه پیـدا می کند. در صفحۀ 1163 تحت عنوان « سیّدِ حسنی و مردان طالقان » آمده است: « آنگاه سیّدِحسنی آن جوان زیبا ازطرف دیلم خروج کرده و با صدای رسا صدا می زند: ای آل احمد! دعوت آنکس را که از غیبتش متأسف بودید اجابت کنید... چون خبر ظهور مهدی (ع) به او ( سیدِ حسنی ) و اصحابش می رسد، اصحابش به او می گوینـد: ای پسر پیغمبر! این کیست که در قلمرو ما فرود آمـده؟ سید حسنی می گوید: با من بیائید تا ببینم او کیست وچه می خواهد. بخدا قسم سیدحسنی می داند که او مهدی است و او را می شناسد، ولی برای این می گوید که به اصحابش بشناساند که او کیست... آنگاه سید حسنی عرض می کند: الله اکبر! یابن رسول الله! دست مبارکت را بده تا با شما بیعت کنیم، مهدی هم دستش را دراز کرده و حسنی نخست خود و سپس سایر لشکریانش با وی بیعت می کنند...»
( ص 229 کتاب عصر ظهور ) « ... کلیـۀ منابع روایی شیعه و سنی، پیرامـون حضرت مهدی (ع) اتفاق نظر دارند که آن بزرگوار بعد از نهضتی مقدماتی که برایش بوجود می آید، ظهور می کند... و یاران ِدرفش های سیاه، ایرانی اند که زمینه ساز حکومت آن حضرت و آماده کنندۀ مقدمات فرمانروائی وی می باشند. در این روایات، اتفاق است که دو شخصیتِ وعده داده شده، سید خراسانی و یا هاشمی خراسانی و یاور او شعیب بن صالح هر دو ایرانی هستند... تا پایان روایاتی که مربوط به آنان در منابع شیعه و سنی آمده است.»
( ص 230 ) « امّا روایات، زمان روی کار آمدن حکومت یمنی ها را مشخص نموده است که درهمان سال ظهور حضرت و همزمان با خروج سفیانی از سرزمین شام و یا نزدیک خروج سفیانی که دشمن و مخالف حضرت است، می باشد. چنانکه خواهید دانست.» امّا حکومتِ زمینه سازان ایرانی، به دو مرحلۀ مشخص تقسیم می شود: مرحلۀ اوّل، آغاز نهضت آنان بوسیلۀ مردی از قم، کسی که حرکتش سرآغاز أمر ظهور حضرت مهدی (ع) است، چه اینکه روایات گویای این است که « آغاز نهضت آن حضرت از ناحیۀ مشرق زمین است ». مرحلۀ دوم، ظاهرشدن ِدو شخصیت مورد نظر، در بین آنان به نام سیدِخراسانی و فرمانده نیروهای آن حضرت و جوان ِگندمگونی که نام وی در روایات، شعیب بن صالح ضبط شده است. چنانکه می توان، نقش ایرانیان ِزمینه ساز را با توجه به پیشامدها و حوادثی که ذکر آن ها در أخبار آمده است نیز، به چهار مرحله تقسیم نمود: مرحلۀ اول: از آغاز نهضت آن توسط مردی از قم تا ورودشان در جنگ. مرحلۀ دوم: داخل شـدن در جنگی طولانی، تا اینکـه خواسته های خویـش را بر دشمن تحمیل می کنند. مرحلۀ سوم: ردّ کردن خواسته های نخستین خود که اعلام کرده بودند و بپا شدن قیام همه جانبۀ آنان. مرحلۀ چهارم: سپردن پرچم اسلام بدست توانای حضرت مهدی (ع) و شرکت جستن آن ها در نهضت مقدس آن حضرت. در برخی از روایات، آمده است که ظاهر شدن ِخراسانی و شعیب در اثنای جنگ ایرانیان بوقوع می پیوندد، بگونه ای که آن ها با توجه به طولانی شدن نبردشان با دشمن، خودشان سید خراسانی را بعنوان سرپرستی امور اجتماعی و سیاسی بر می گزینند گرچه وی از پذیرفتن این منصب خرسند نیست، امّا آن ها او را سرپرست خود قرار می دهند، سپس سید خراسانی، شعیب بن صالح را به فرماندهـی نیروهـای مسلـّح خویش بر می گزیند.
( ص 231 ) در تعدادی از روایات، زمان آخرین مرحلۀ زمینه سازی آنان که متصل به ظهور حضرت مهدی (ع) است مشخص گردیده که شش سال خواهد بود. این برهه، مرحلۀ شعیب وخراسانی است، ازمحمدبن حنفیه نقل شده است که فرمود: « درفش هـای سیاهی از بنی عبـاس و پس از آن درفش های سیاه دیگـری از خراسـان خروج می کند که حاملان آن ها کلاه سیاه و لباس سفید بر تن دارند، پیشاپیش آنان مردی است که وی را صالح بن شعیب و یا شعیب بن صالح می نامند او از قبیلۀ بنی تمیم است آنان نیروهای سفیانی را شکست داده و در بیت المقدس فرود می آیند تا مقدمۀ حکومت حضرت مهدی (ع) را فراهم آورند، تعداد سیصد تن دیگر از شام به او می پیوندند، فاصلۀ خروج او تا تقدیم زمام امور به حضرت مهدی (ع) هفتادو دو ماه می باشد »
( ص 262 ) امّا اینکه، انقلاب اسلامی فعلی ایران به رهبری امام خمینی از جمله حوادث مقدماتی وعده داده شده بود و متصل به ظهور حضرت مهدی (ع) و یا بطور نسبی نزدیک ظهور آن حضرت و یا قریب به ظاهر شدن، سیّدِ خراسانی و شعیب بن صالح باشد... أمری است احتمالی و گمانی که ما دوستدار و آرزومندِ تحقق آن هستیم.. امّا از روایاتی که پیرامون این انقلاب وارد شده و یا تفسیر و تأویل به آن شده است چیزی جز ظنّ و گمان استفاده نمی شود. بنابراین، احتمال اینکه فاصلۀ بین این انقلاب و بین ظهور آن بزرگوار ده ها و یا صدها قرن باشد بقوت خود باقی است.
( ص 266 )« روایات، بیانگر این است که، این دو شخصیت از یاران حضرت مهدی (ع) بوده و مقارن ظهور آن حضرت از ایران ظاهر می شوند و در نهضت ظهورش شرکت می جویند. بطور خلاصه نقش آن دو، چنانکه از منابع حدیث اهل سنت و برخی از روایات شیعه روشن می شود این است که در آن زمان ایرانیان درگیر جنگی نا برابر با دشمنان خویش اند و در اثر طولانی شدن آن جنگ، سید خراسانی را بعنوان سرپرستی امورشان انتخاب می نمایند، گرچه وی به این امر چندان رغبتی نشان نمی دهد امّا با اصرار زیاد آنان می پذیرد و زمانیکه رهبری ایرانیان را پذیرفت، با ایجاد وحدت کلمه در صفوف نیروهای مسلح ایرانی، سردار رشید خود شعیب بن صالح را به فرماندهی کل نیروهای مسلح، تعیین می کند.

تحلیل داستان:

 1ــ صحت احادیث: بگذریم از اینکه؛ بواسطۀ گرفتاریهای صدر اسلام، اکثر روایات قابل اعتماد نیستند و لذا علماء فن، اخبار و احادیثِ منقول را به: « واحد، متواتر، مُسند، مُرسل، حَسَن، مُوثـّق، صحیح و ضعیف » تقسیم بندی نموده اند، حال در مرحلۀ نخست باید مشخص شود روایات مذکور در کتاب « عصر ظهور » در چه رده ای از تقسیماتِ مذکور قرار می گیرد. دوم، با قاطعیت می توان گفت: روایت منقول از جناب محمد بن حنفیه که به شرح صفحۀ 231 نقل گردید، در زمان خروج ابومسلم خراسانی برای اغفال مردم خراسان از زبان ایشان جعل شده است. زیرا حدیث اینگونه آغاز می شود: « درفش های سیاهی از بنی عباس و پس از آن درفش های سیاهِ دیگری از خراسان خروج می کند که حاملان آن ها... ». سوم، با توجه به اینکه بنی العباس در سال های بعد از 125 هجری قمری بر علیه بنی امیه خروج کرده و در سال 132 سیاه جامگان با پرچم های سیاه به رهبری ابومسلم از خراسان بسوی عراق و عرب تاخته اند، و حکومت عباسیان شکل گرفته است، دیگر جای بحث نمی ماند که این حدیث هیچ ربطی به قیام سال 1357 شمسی ( 1400 قمری ) ملتِ ایران و یا سال های بعد از آن، یعنی روی کار آمدن رهبران معاصر نخواهد داشت. زیرا نه تنها عُقلائی نیست بلکه خنده دار هم هست که گفته شود پرچم های سیاهِ بعد از پرچم بنی العباس که از خراسان خروج می کند یعنی انقلاب سال 57 ملت ایران، و لازمۀ این أمر یعنی اینکه پرچم های آل عباس در سال 132 به پیروزی رسیده اند، پرچم های سیاهِ بعدی در سال 1400 می آید یعنی 1270 سال بعد. چهارم، بر فرض صحت حدیث یاد شده، تاریخ می گوید درهمان سال های آغازین حرکت بنی عباس، پرچم های سیاهِ بعدی به رهبری ابومسلم خراسانی از جانب خراسان آمده و قضیه تمام شده است. پنجم، مطابق روایتی که از کتاب « مهدی موعود و یا بحارالأنوار» نقل گردید کسی که پیش از ظهور خروج خواهد کرد سیّدِ حسنی است که از منطقۀ دیلم خروج می کنـد و جوان های منطقۀ طالقـان هم به همـراه وی با امام (ع) بیعت می کنند. ششم، شعیب بن صالح، از اهالی سمرقند معرفی شده است بنابر این تأویل و تفسیر آن به سایر نقـاط نه تنها وجاهت ندارد بلکه خالی از اعتبار است. امّا، گذشته از این خبط بزرگ و سوء استفاده و به انحراف کشیدن اسناد تاریخ، نکتۀ حائز اهمیت دیگر این است که متأسفانه مترجم کتاب به هر علت در ترجمۀ بعضی از صفحات، اصل امانت را رعایت نکرده و نظرات شخصی خود را به نام نویسنده کتاب، و بالاتر از آن به نام احادیث منقول از معصومین علیهم السلام، عرضه کرده است. به متن عربی ذیل که عیناً از کتاب استاد کورانی نقل می شود توجه فرمائید:
أما دولة الممهدين الإيرانيين فتقسم إلى مرحلتين متميزتين :
 امّا حکومتِ زمینه سازان ایرانی، به دو مرحلۀ مشخص تقسیم می شود:
 المرحلة الأولى ، بداية حركتهم على يد رجل من قم ، ولعل حركته بداية أمر المهدي عليه السلام حيث ورد أنه ( يكون مبدؤه من قبل المشرق) .
مرحلۀ اوّل، آغاز نهضت آنان بوسیلۀ مردی از قم، کسی که حرکتش سرآغاز أمر ظهور حضرت مهدی (ع) است، چه اینکه روایات گویای این است که ( آغاز نهضت آن حضرت از ناحیۀ مشرق زمین است ).
والمرحلة الثانيـة، ظهور الشخصيتيـن الموعودتين فيهم: الخراساني و قائد قواته الذي تسميه الأحاديث شعيب بن صالح .
مرحلۀ دوم، ظاهرشدن ِدو شخصیت مورد نظر، در بین آنان به نام خراسانی و فرمانده نیروهای او که نام وی در روایات، شعیب بن صالح ضبط شده است.
و قد ورد في بعض الروايات أن الخراساني و شعيباً يكونان قبل ظهور المهدي عليه السلام بست سنوات، فعن محمد بن الحنفية قال: در تعـدادی از روایات، زمان آخرین مرحلـۀ زمینه سـازی آنان که متصل به ظهـور حضرت مهدی (ع) است مشخص گردیده که شش سال خواهد بود. این برهه، مرحلۀ شعیب و خراسانی است، از محمدبن حنفیه نقل شده است که فرمود:... به این ترتیب ملاحظه می شود که تقسیم بندی چهار مرحله ای، و گنجانیدن جملۀ « داخل شدن در جنگی طولانی... »، و نتیجه گیری های بعدی، کلاً مطالب اضافی است که در متن عربی وجود خارجی ندارد و متأسفانه مترجم دخل تصرف نموده است.

2ــ روایات علائم ظهور از متشابهات است: باید دانست که روایات مربوط به علائم ظهور مهدی (عج) نوعاً از متشابهات است یعنی آنچنان شفاف نیست که بدون آگاهی از تأویل و تفسیر، هر از گردِ راه رسیده ای بدون هیچگونه شبهه بتواند معنی آنها را بفهمد. برای مثال و صدق مدّعا ذیلاً حدیثی را از صفحۀ 956 کتابِ « مهدی موعود » فوق الذکر، عیناً نقل می کنم: شیخ الطایفه در « امالی » از حسین بن خالد نقل کرده که گفت: به حضرت امام رضا(ع) عرض کردم: عبدالله بن بکیرحدیثی را روایت نموده و آن را تأویل می کرد و من می خواهم آن را به شما عرضه دارم. فرمود: حدیث چیست؟ عرض کردم: عبدالله بن بکیر می گفت: عبیدبن زراره برای من نقل کرد: در ایامی که محمدبن عبدالله (محض) پسرامام حسن مجتبی (معروف به محمدنفس زکیه، علیه بنی عباس) قیام کرده بود، روزی خدمت حضرت صادق (ع) بودم که یکی از شیعیان به خدمت حضرت رسید و عرض کرد: قربانت شوم محمدبن عبدالله قیام کرده و مردم هم دعوت او را برای قیام پذیرفته اند. در بارۀ همکاری با وی چه می فرمائید؟ فرمـود: « تا وقتی که آسمان و زمین آرام است تو نیز آرام باش!» عبدالله بن بکیرمی گفت: دراین صورت مادام که آسمان و زمین آرام است قیامی به وقوع نمی پیوندد و بنابر این نه قیامی است و نه قائمی! حضرت رضا (ع) فرمود: جَدّم حضرت صادق (ع) راست فرمود. و لکن قضیه اینطور که عبدالله بن بکیر تأویل کرده است نیست. منظور جدم اینست که تا وقتی آسمان از شنیدن صدا و زمین از فرو رفتن با لشکر ( سفیانی ) آرام است، تو نیز آرام گیر. مترجم هم در پاورقی افزوده است: « در حقیقت حضرت فرموده است: این قیام های سادات ثمربخش نیست و قیام کنندگان بمنظور تشکیل دولت حقه کاری از پیش نمی برند. قیام حقیقی و ظهور قائم موعود، موقعی است که صدای آسمانی شنیده شود و زمین بیداء لشکر سفیانی را فرو برد.» البته باید اذعان کرد هدف استاد علی کورانی مؤلف محترم کتاب « عصر الظهور » در بیست و پنج سال قبل، شناحت و شناساندن ابعادِ رخدادهای مقارن عصر ظهور قطب عالم امکان بوده است، نه اینکه برای امروز بعضی از سوء استفاده چی ها غذای فکری و ابزاری تهیه کند، کما اینکه درصفحۀ 183 کتاب از قول شیخ مفید نقل کرده است: « برخی از این حوادث که ذکر شد حتمی و برخی دیگر دارای شرائطی است و خدای سبحان به چگونگی آن ها آگاه تر است و ما این حوادث را بگونه ای که در کتب تاریخ و روایات بوده ذکر نمودیم و از خدای بزرگ یاری می طلبیم. » لکن فرصت طلبان دگراندیش که متأسفانه در هرعصری تعدادشان هم اندک نیست، با تردستی از آن استفادۀ ابزاری کرده و از « کلمۀ حقّ، مراد باطل » را پی گرفته و تا جائی که ممکن است برای اشخاص حقوقی کتاب، جایگزین حقیقی معرفی کرده اند و هزار افسوس که بدینوسیله اذهان صاف و زلال عدۀ زیادی را به خود مشغول داشته، و در این راه تا بدانجا پیش رفته اند که ناچار خودِ نویسنده مجبور شده بیانیۀ رسمی صادر نماید

3ــ از توقیت منع شده ایم: متن مصاحبۀ استاد کورانی: ایشان پس از قریب به بیست و پنج سال از تاریخ تألیف کتابش با قاطعیت ادعای افراد فرصت طلب را ردّ کرده و صراحتاً اعلام می کند که برداشت شما از کتاب، توقیت است و لکن از توقیت منع شده ایم:
بیان شیخ علی کورانی:« من می گویم، همانگونه که به این مسئله: ( شباهت رهبر معظم انقلاب با روایات سیدِ خراسانی) امیدواریم؛ هر چند که نمی توانیم این مسئله را به ایشان محدود نمائیم، چرا که این امر به توقیت می انجامد، می گوئیم امیدواریم کسی که پرچم را به حضرت مهدی (عج) تحویـل می دهد همانا خراسانی است، همان سیـد قائـد ( آیت الله العظمی خامنه ای ) باشند، اما اگر اشخاصی همچون شعیب بن صالح یا سفیانی یا یمانی و یا خراسانی را به افرادِ خاصّ محدود نمائیم ( مثلاً خراسانی را به قائد محدود نمائیم )، ممکن است این افراد به طور موقت در بین ما باشند و نیز ( از سوی معصومین (ع) ) از توقیت نهی شده ایم، به همین دلیل در این زمینه بسیار امیدواریم، اما توقیت نمی کنیم »
در توضیح جملۀ آخر استاد که می گوید: « از توقیت نهی شده ایم، به همین دلیل دراین زمینه بسیار امیدواریم، اما توقیت نمی کنیم » باید افزود؛ در خصوص منع از توقیت احادیث درحد تواتر می باشد. بدین معنی که، أئمّه علیهم السلام نه تنها خود در خصوص أمر ظهور وقت تعیین نکرده اند بلکه صراحتاً از آن نهی نموده و فرموده اند « کذب الوقـّاتون ». یعنی از تکذیب کردن افرادی که برای أمر ظهور تعیین وقت می کنند نهراسید. از آن جمله است: در « غیبت نعمانی » از محمدبن مسلم روایت می کند که امام جعفر صادق (ع) به وی فرمود: « ای محمد! هر کس وقت ظهور دولت ما را، از طرف ما بشما خبر داد، از اینکه او را دروغگو بدانی باک مدار، زیرا ما وقت آن را معین نمی کنیم.» و این حدیث: احمدبن علی بن ابی طالب طبرسی در کتاب « احتجاج » از کلینی و او از اسحاق بن یعقوب روایت می کند که گفت: توقیعی بدست محمدبن عثمان از ناحیۀ مقدسۀ امام زمان (ع) در جواب سؤالات من صادر گشت که از جمله نوشته بود: « ظهور فرج موکول به خواست خداست. کسانی که وقت آن را تعیین می کنند دروغ می گویند.» ( صفحات: 876و 884 و 885 کتاب مهدی موعود ) نیز در کتاب « غیبت » شیخ طوسی آمده است: از « فضیل بن یسار » نقل شده است که از امام باقـر (ع) پرسیدم؛ آیا برای این امر ( زمان ظهور ) وقتی هست؟ پس فرمود: کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، یعنی سه بار فرمودند تعیین کنندگان وقت دروغگویاننـد. همچنین عبدالرحمن کثیر می گوید درمحضر امام صادق(ع) بودم که مهزم اسدی وارد شد و به حضرت عرض کرد: جانم به فدای شما! به من خبر دهید که وقت آن امری که ما منتظر آن هستیم چه زمانی خواهد بود؟ انتظار ما طول کشید. امام فرمودند: « ای مهزم! کسانی که زمان آن را معین کردند دروغ گفتند، کسانی که عجله کردند هلاک و نابود شدند، امّا کسانی که تسلیم هستند، نجات یافتگانند که بازگشت آنان به سوی ماست.»( غیبت شیخ احادیث 411 و 413 )

4ــ چـرا از توقیت منع شده ایم؟ برای اینکه کمترین ضررش تالی فاسـد بودن آن می باشد، بعنوان مثال: شاید در حال حاضر برای اکثر ایرانیان این مثال قابل درک و لمس باشد؛ در بحبوحۀ جنگ ایران و عراق بعد از فرار آقای بنی صدر، به فرمان رهبر انقلاب آقای هاشمی رفسنجائی جانشین فرمانده کل قوا شدند، لذا در آن زمان به دلایل ذیل؛ همین نغمه ساز شد که احتمالاً ایشان همان « شعیب بن صالح » هستند: اول کوسه بودند. دوم قد کوتاه بودند. سوم آن روزها لاغر اندام بودند و درعین حال قبراق. چهارم رسماً جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح ایران شده بودند. پنجم بر خلاف امروز که زمان از ایشان یک چهرۀ صد در صد رفورمیست ساخته، آن روزها بی باک بودند و انقلابی. ششم زمان زمان ِجنگ ایران وعراق بود. هفتم درعراق صدام حسین حکومت می کرد که بیشتر از دیگران به « سفیانی » بودن برازندگی داشت. هشتم آقای خمینی صراحتاً گفت: « راه قدس از کربلاست » یعنی از سوی رهبر انقلاب مأموریت هاشمی حمله به قدس تعیین شد. نهم هاشمی تا به آن روز درهیچ یک از مأموریت هایش و لو با هزینۀ زیاد، کم نیاورده بود. دهم طبیعتاً خود ایشان هم قلباً، دلشان پَر می زد که در سناریوی انقلاب اسلامی رُل شعیب بن صالح را بازی کنند، یعنی نه تنها ایشان بلکه همه راضی هستند شعیب بن صالح ها باشند، امّا مهم این است که قضیه به این سادگی ها هم نیست، وقتی انسان خودش می داند و می فهمد که قلب مبارکش لانۀ هزاران هزار شیطان جنّ و انس هست، چگونه می تواند شعیب بن صالح، فرماندهِ نیروهای مسلح امام مهدی (ع) باشد؟ در هر صورت منظور این است که روزگاری نغمۀ شعیب بودن ایشان هم ساز شد، و مریدان آقای هاشمی هم برایش چنین رؤیای صادقه را از پیش تعبیر شده می دیدند، لکن دیر زمانی بر آن روزهای خوش زندگی نگذشته است که می بینم؛ همان آقای هاشمی رفسنجانی که از لحظۀ ورود رهبر انقلاب به ایران، همیشه مرد شمارۀ دو انقلاب بود و سال های سال مثل شیر می غرید، ناگهان به جرم طرفداری از فتنۀ سبز ملی، عامل صهیونیست و نفوذی آمریکا از آب در می آید و یا لااقل به جایگاه خواصّ ِبی بصیرت سقوط می کند!!

 5ــ عجله کنندگان در هلاکت اند: البته خدای را شکر که بنده با این « گهی زین به پشت، گهی پشت به زین » و جفتک وارو رفتـن های سیاسـی از اوّل بیگانه مانـده ام و کاری با آن نـدارم، و بایـد اذعان کنم که صلاحیت این کار را هم ندارم. بلکه هدفم دنبال کردن بحث مذهبی این أمر مهم است و شاید بعنوان یک فردِ ایرانی مسلمان ِشیعۀ إثنی عشری جعفری مذهب حق دارم که تمنا کنم؛ شما را بخدا آقایان « سیاسی ـ مذهبی » ها، لطفاً همۀ اعتقادات دینی مردم را هزینۀ بازی های سیاسی خود نکنید. و همۀ حرف من در این مقوله دو جمله بیشتر نیست: به اعتبار فرمایش امام صادق (ع) که فرمود کسانی که عجله کردنـد هلاک و نابود شدنـد، نبایـد در ساختن مصادیق عجله نمود و باید آن را به زمانش موکول کـرد. و روی همین اصل است که بزرگانمـان فرموده اند: « کـَذِبَ الوَقـّاتوُن » آقایان توجیه شرعی می تراشند؛ تعیین وقتی که در روایات حرام شده عبارت از این است که گفته شود؛ یقیناً آقا ولی عصر(عج) درفلان ساعتِ، فلان روز، فلان ماه، فلان سال تشریف می آورند. در حالیکه ما چنین ادعایی نداریم بلکه با یک سلسله قراین و شواهد به این نتیجۀ قطعی رسیده ایم که ظهور بسیار نزدیک است. ولی عملاً قضیه غیر از این است، آقایان بمثابۀ شطرنج، مهره ها را در کنار هم ردیف کرده اند و می گویند: این سیّدِ خراسانی، و اینهم همان شعیب بن صالح است، سید حسن نصرالله یمنی موعود، و ملک عبدالله پادشاه اردن سفیانی است و... بعد گریه و زاری و قسم خوردن که امام زمان (عج) إن شاءالله تشریف می آورند، إن شاءالله فرج نزدیک است... در حالیکه صاحب مسئله و کسی که کتاب « عصر ظهور» را نوشته صراحتاً می گوید: «...امّا اگر اشخاصی همچون شعیب بن صالح یا سفیانی یا یمانی و یا خراسانی را به افراد خاصّ محدود نمائیم ( مثلاً خراسانی را به قائد محدود نمائیم )، ممکن است این افراد به طور موقت در بین ما باشند و نیز از سوی معصومین(ع) از توقیت نهی شده ایم » و یا می نویسد: « امّا از روایاتی که پیرامون این انقلاب وارد شده و یا تفسیر و تأویل به آن شده است چیزی جز ظنّ و گمان استفاده نمی شود. بنابراین، احتمال اینکه فاصلۀ بین این انقلاب و بین ظهور آن بزرگوار ده ها و یا صدها قرن باشد بقوت خود باقی است » حال، جای این سؤال باقی می ماند؛ اگر این احتمال هست که بین این انقلاب و ظهور آقا امام زمان(عج) ده ها و یا صدها قرن فاصله باشد پس چرا با راه اندازی مصداق سازی و تلویحاً تعیین وقتِ ظهور مردم را واله و سرگردان می کنید؟ و البته رسیدن به جواب این سؤال و دلیل آن خیلی راحت است. آقایان امروز با تعیین مصادیق مردم را عبد و غلام حلقه بگوش خود می کنند، هر روزی هم که گندش در آمد خیلی راحت می گویند ما از اول گفته بودیم ممکن است فاصلۀ زیادی تا ظهور باقی مانده باشد. یعنی حرفشان را پس می گیرند. لطفاً توجه کنید:

در تاریخ هفتم فروردین 1390 سایت مرکز خبر حوزه نوشت: دفتر امام جمعه مشهد طی نامه‌ای‌ سخنان نسبت داده شده به امام جمعه مشهد در مستند « ظهور بسیار نزدیک است » را تکذیب کرده‌ است.
در این نامه آیت‌الله علم‌الهدی خطاب به مدیریت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) آورده است: بنده نگفتم مقام معظم رهبری سید خراسانی است و آنچه در آن سی‌دی آمده است را تکذیب می‌کنم.
نیزــ در پی انتشار ویدئویی که در آن آیت الله سعیدی، امام جمعه قم، از " یا علی " گفتن هنگام تولد مقام معظم رهبری سخن به میان آورده بود، دفتر ایشان طی اطلاعیه ای اعلام داشت:
« اینجانب چند ماه پیش در جمع محدودی سخنرانی داشتم. متأسفانه بخشی از آن که صرفا نقل قول بوده، گزینش شده و برخی سایت‌ها با انتشار آن موجب نگرانی عده‌ای شدند. بدون شک رهبر معظم انقلاب از چنان کمالات و اوصاف بلندی برخوردارند که هرگز نباید برای توصیف ایشـان به چنیـن نقـل قول‌هایی روی آورد. در هـر صورت از حساسیّـت منطقی و هوشمندی همـه عزیزان کمال تشکر را دارم. دفتر حجت الاسلام و المسلمین سعیدی »
 درهمین رابطه، فرازی از یادداشت حجةالاسلام محمد سروش محلاتی از سایت کلمه مورخ 03 اردیبهشت 1390 عیناً نقل می شود:
این نقل ها علامت آن است که بین شریعت ما و سیاست ما، فاصله و جدائی افتاده است، چون درشریعت، فقها فرموده اند که در امور غیر عادی و خارق العاده، خبر واحد حتی از شخص ثقه، «حجت» نیست و اعتباری ندارد، به فرمودۀ امام خمینی « انّ المحسوسات الغریبة الغیر العادیه لا یکتفی فیها باخبار واحد » (محمد فاضل لنکرانی، معتمد الاصول، ج۱، ص۴۵۴)، ولی ما امور «غریبه» و غیر عادیه را با خبر واحد ثابت می کنیم. این نقل ها علامت آن است که شأن والای ولایت معصومان درانجام امورخارق العاده را به راحتی به افراد دیگر هم سرایت می دهیم و همان منزلت استثنائی را برای آن ها هم اثبات می کنیم، پس دیگر امتیازی برای حضرت حجت سلام الله علیه نیست که وقتی به دنیا آمد شروع بخواندن آیه قرآن کرد: «و نرید ان نمنّ علی الذین استضعفوا… » این نقل ها علامت آن است که ما «ولایت» در عصر غیبت را از یک « منصب اعتباری » بالاتر می بریم و می خواهیم برای آن پشتوانه « قرب معنوی » و کمال حقیقی ولایت باطنی قرار دهیم، در حالی که امام خمینی در بحث های ولایت فقیه خود اصرار داشت که «ولایت» به معنای حکومت و اداره کشور است و تصریح می کرد که « نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیر عادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. » این نقل ها در حوزه و از حوزویان علامت آن است که خطر و آفت عوام زدگی تا قلب حکومت دینی پیشرفت کرده و مرکزی که باید با کمال عقلانیت و با نهایت شجاعت و حریّت در برابر اینگونه خطرات بایستاد، متأسفانه در بخش هائی، خود آفت زده است.
همچنین درهمین رابطه در تاریخ 05/ اریبهشت 1390 آیةالله امینی بیانیۀ زیر را صادر نموده است:
 « باسمه تعالی بنده نقل این مطالب را به نفع رهبری و در جهت تقویت آن نمی‌دانم، بلکه این قبیل مطالب، به زیان رهبری است گرچه به عنوان ارادت به ایشان مطرح شود. به علاوه این گونه نقل ها عقاید مردم را نسبت به اصول و مبانی مذهبی سست می‌کند و آنچه را که با ادلّه قطعی در باره بعضی از ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین به اثبات رسیده، مورد سؤال و تردید قرار می‌گیرد. ضمناً با این مطالب، زمینه سوء‌استفاده دشمنان نظام اسلامی هم فراهم می‌شود و ای کاش این مطلب نقل نشده بود

6ــ « ماحِل » و « رُویَبضَه »
این که عـرض کـردم علائـم ظهـور قائـم (عج) که در احادیـث وارد شـده نوعـاً از متشابهات بوده و به سادگی قابل فهم و درک نیست به این دلیل است که از یک بیان و حدیث، معانی و مفاهیم متعدد به اذهان متبادر می شود و چون پیشگوئی مربوط به حوادثی است که سال ها و سال ها بعد اتفاق خواهد افتاد لذا به آسانی قابل تأویل و تفسیر نیست. برای مثال، کسانی که مصداق سازی را بلدنـد بی زحمت مصادیق « ماحِل » و « رُویَبضَه » در حدیث ذیل را که دو شخصیت حقیقی هستند جهت استفادۀ عموم بیان فرمایند. حدیث درصفحۀ 90 کتاب « نشانه های ظهور او» تألیف مرحوم حاج شیخ محمد خادمی شیرازی، از صفحۀ 278 « غیبت نعمانی » نقل شده است ( از انتشارات مسجد مقدس جمکران چاپ دوازدهم زمستان 1385 )
اصبغ بن نباته می گویـد: از حضرت امیرالمؤمنین (ع) شنیـدم که می فرمودنـد: « اِنَّ بَین یَدَی ِالقائِم سِنینَ خدّاعَة ٌیُکـَذ َّبُ فِیهَا الصّادِقُ وَ یُصَدَّقُ فِیهَا الکاذِبُ وَ یُقـَرَّبُ فِیهَا المَاحِلُ وَ یَنطِقُ فِیهَا الرُّویَبضَة ٌقـُلتُ وَ مَا الرُّویَبضَة ُ وَ مَا المَاحِلُ؟ قالَ: اَوَ ما تـَقرَؤون القـُرآنَ قـَولهُ « وَهُوَ شَدیدُ المِحال » قالَ: یُریدُ المَکرَ فـَقـُلتُ وَ مَا الماحِلُ؟ قالَ: یُریدُ المَکـّارَ.» یعنی: قبل از قیام قائم سالهای پر ازخـُدعه ای است. در این سالها ( پیش ازقیام ) راستگویان به نام دروغگو معرفی می شوند و دروغگویان به عنوان راستگو. در این سالها « ماحِل » تقرّب پیدا می کند و « رُویَبضَه » سخن می گوید. اصبغ بن نباته گوید: عرض کردم « ماحِل » و « رُویَبضَه » چیست؟ فرمودند: مگر قرآن را نخوانده ای که می فرماید: « وَهُوَ شَدیدُ المِحال »؟ قال یرید المکر، فرمودند: منظور از« ماحِل » آدم مکـّاری است که به وسیلۀ مکرزیاد مردم را به خود متوجّه می کند و امّا معنی « رُویَبضَه ». اگرچه در این حدیث پاسخ معنای آن افتاده، ولی در جای دیگر از رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده است که « الرُّویَبضَة َالرَّجُلُ التـّافِهُ یَنطِقُ فِی اَمر ِالعامَّةِ » یعنی: رُویَبضَه مرد حقیر و بی شخصیتی است که در امر عامّۀ مردم دخالت می کند و سخن می گوید. پس الآن که به قول کاسه های گرم تر از آش در عصر ظهور هستیم بفرمائید مصادیق؛ « ماحِل » یعنی آدم مکـّاری که به وسیلۀ مکر زیاد و با مرید و مراد بازی همۀ تلاشش بر این است که مردم را به سوی خود متوجّه کند و « رُویَبضَه » یعنی مرد حقیر و پستِ بی شخصیتی که در امر عامّۀ مردم دخالت کرده و ازعوض همه سخن می گوید، چه کسانی هستنـد؟

 7ــ مکتب تشیع و مسئلۀ مهدویت:
 شاید در این مقوله تذکار این نکته ضروری باشد که؛ با تمام این تفاصیل، به جرأت می توان مدّعی شد عنایتی که در مکتب تشیّع به مسئلۀ مهدویّت شده در سایر مذاهب و ادیان تا بدین حدّ موردِ امعان نظر قرار نگرفته است، اگر در سایر ادیان و مذاهب اشاره گونه ای هست به اینکه در آخر الزمان منجی و مسیح و مصلحی خواهد آمد، در مکتب تشیّع کسی که شیعیان در انتظارش هستند با اسم و رسم، علائم و نشانه هایش مشخص شده است، بنابراین با قاطعیّت می شود گفت به غیر از تاریخ ِدقیق ِقیام، بقیۀ خصوصیّات قیام تقریباً بیان شده است. اما در موردِ زمان قیام نه تنها ذکر نشده بلکه صراحتاً از توقیت منع کرده و فرموده اند از تکذیب کردن تعیین وقت کننده نهراسید. علتش هم معلوم است، شما به من بفرمائید در زمان جنگ، کدام کشور دقیقاً زمان حمله خود را به کشور متقابل ِمُتخاصم اعلام می کند؟ امّا در رابطه با سایر علائم و نشانه ها، بررسی کتب شیعه در زمینۀ مهدویّت به ما می گوید: مهدی(ع) از نسل پیامبر اکرم(ص)، از اولاد فاطمۀ زهراء(س) و علی بن ابیطالب (ع)، می باشد. نهّمین فرزند حسین بن علی(ع)، هفتمین فرزند امام باقر(ع)، پنجمین فرزند امام کاظم (ع)، سوّمین فرزند امام جواد (ع)، نوۀ امام هادی (ع) و فرزند امام حسن عسکری(ع)، همنام و هم کنیۀ پیامبر اکرم(ص) است. و این نکتۀ فوق العاده مهم با قاطعیت تذکر داده شده است که؛ هر کس پیش از خروج سفیانی و شنیدن صیحۀ آسمانی ادّعا کند آن حضرت را دیده است، دروغگو و افترا زننده می باشد. و فرموده اند؛ زره پیامبر، ذوالفقار علی، پرچم بَدر، کتاب های انبیای سَلف و « جعفر، جامعه، کتابِ علی(ع) و صحف فاطمه(س) » جزو میراث امامت بوده و در اختیار آن حضرت می باشد. و فرموده اند؛ هستۀ اولیۀ قیام سیصد و سیزده نفر است، رمز حرکت تلاوت آیۀ: « بقیة الله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین » بوده و از مکـّۀ مکرّمه ظهور خواهند فرمود. و قطعاً خروج دجّال، سفیانی و صیحۀ آسمانی قبل از آغاز نهضت مهدی(ع) می باشد. به این روایت از کتابِ غیبت شیخ طوسی خوب دقت کنید:
روایت از علی بن یقطین است، می گوید: امام کاظم (ع) به من فرمودند: یا عَلِیُّ ( أنَّ ) الشیعَة َتـُرَبّی بالأَمانِیّ مُنذ ُمِائتـَی سَنـَة؛ ای علی! شیعیان ما دویست سال است که با آرزو تربیت شده اند. [ با این توضیح که گفته شده یقطین سنی مذهب و متمایل به عباسیان بوده، و پسرش علی ازشیعیان خاصّ حضرت موسی بن جعفر(ع) می باشد] یقطین به پسرش علی گفت: چه شده هر چه راجع به ما [ بنی عباس ] گفته شده واقع گشته و اتفاق افتاده است، ولی آنچه برای شما [ شیعه ] گفته شده واقع نگردیده و اتفاق نیافتاده است؟ علی بن یقطین به پدرش گفت: آنچه که دربارۀ [ ظهور دولت ] شما و [ظهور دولت] ما گفته شده است، از یک سرچشمه و منبع است، با این تفاوت که امر شما و دولت شما واقع شده و اتفاق افتاده و مجال آن به شما عطا شده است، بنا براین همان طور که به شما گفته شده بود [ که حکومت بنی عباس ظهور می کند ] واقع شد. امر [ ظهور دولت ] ما هنوز واقع نشده است و ما را در آرزوی آن نگه داشته اند. و اگر به ما گفته می شد که این امر [ ظهور حکومت دولت شیعه، مثلاً ] تا دویست یا سیصد سال دیگر اتفاق نخواهد افتاد، موجب می شد که قلب ها دچار قساوت شده و عموم مردم از اسلام برگردند. و لکن گفته اند که [ ظهور دولت ما ] چقدر سریع و نزدیک است؟ به این ترتیب قلب ها را به هم پیوند داده و فرج را نزدیک جلوه داده اند و این که هر لحظه این امر ممکن است واقع شود. خواننده محترم عنایت دارد، در متن حدیث، « علی » که با پدرش « یقطین » صحبت می کند درمورد طول مدت زمان غیبت می گوید: اگر گفته می شد که مثلاً دویست یا سیصد سال دیگر، یعنی به نظر ایشان تا سیصد سال زمان خیلی طولانی بوده، در حالیکه هم اینک که این سطور نگاشته می شود بیش از 1100 سال است که شیعه به امید روز پیروزی و ظهور دولت حقۀ آل محمد ( علیهم السلام ) روز شماری می کند وهر روز دست بر دعاست که: اللهم عجل لظهورک الفرج انشاءالله.


 8ــ قیام قائم (ع) در روز عاشورا:
 گفتیم که در خصوص علائم ظهور؛ روایات درحدّ تواترمی باشد که از آن جمله است: امام باقر (ع) فرمود: در شب بیست و سوم ماه رمضان منادی از آسمان به نام قائم (ع) ندائی می کند که در شرق و غرب عالم شنیده می شود.هم چنین امام صادق (ع) به ابی بصیر فرمود: در شب بیست سوم ماه [ رمضان ] به نام قائم ما ندا داده می شود، و در روز عاشورا که روز قتل حسین بن علی (ع) است قیام می فرماید. و نیز علی بن مهزیار از امام جواد (ع) نقل می کند، فرمودند: گویا قائم (علیه السلام) را می بینم که در روز عاشورا که روز شنبه خواهد بود، بین رکن و مقام ابراهیم ایستاده و جبرئیل در پیشاپیش ایشان ندا می کند که بیعت برای خداست و حضرت، زمین را همان گونه که پر از ظلم و جور شده، مملو از عدل می کند. امّا با تمام این تفاصیل درخصوص هنگام ظهور آن حضرت، احدی حقّ توقیقت و پیشگوئی را ندارد زیرا که امام صادق (ع) به محمدبن مسلم فرمود: « هر کسی از مردم برای تو وقت ظهور را معیّن کرد، از تکذیب کردن او نترس، زیرا ما برای احدی وقت ظهور را تعیین نمی کنیم.» یعنی امام (ع) تا روزی که مشیّت حضرت احدیّت ایجاب می کند در همین دنیا، منتها در پس پردۀ غیب و به دور از چشم نا محرمان زندگی خواهد کرد تا اذن ظهور فرا رسد. و آن گونه که از فرمایشات ائمّه علیهم السَّلام برمی آید ظهور به روز بیست سوم ماه مبارک رمضان و قیام یکصد و پنج روز بعد از آن به روز شنبه « عاشورا » خواهد بود انشاءالله. و شاید هم با توجه به همین پیشگوئی ها از علائم ظهور است که حافظ رحمة الله علیه می گوید: ماه شعبان منه ازدست قدح کاین خورشید از نظـر تا شـب عیـد رمضان خواهـد شـد پس این ها همه علائم و نشانه هائی است از برای صاحبان خرد و اندیشه، که در دام فریبِ ناپاکان، ابلهان، جاهلان، فرومایگان، مدعیان دروغین، ریاست طلبان ِ عوام فریب، شارلاتان های دزدِ اعتقادات مردم گرفتار نشوند و بدانند مهدی موعودی که به انتظارش وعده داده شده اند دارای علایم و نشانه هائی است که به غیر از حضرتش در وجودِ احدی قابل جمع نیست. مرحوم دکتر شریعتی می گویـد: [ در این مقوله ] من با بحث های کلامی کاری نـدارم، بعنوان یک جامعه شنـاس می گویـم: اگـر منجی در تشیّـع این [ قیودات ] را نمی داشت، و شخص مشخص و معینی نمی بود، آن وقت هر قلدر ماجراجوئی که « موعود و مولود و مزدور » استعمار است می توانست خود را به عنوان موعود تاریخ و منجی ملل و مجری حق و عدالت جا بزند و از همۀ نیروهای منتظرین برای سوار شدن بر گردۀ منتظران کمک بگیرد. چنانکه خیلی ها با تأویلات و مغالطه ها، گرفتند. « اگوست نهم » در زمانیکه مردم یهود منتظر مسیح بودند و همواره از شهرها برای استقبال او بیرون می آمدند، آمد و گفت آنکه منتظرش هستید من هستم. و لذا؛ یکی از القاب آگوست نهم « مسیح » است. و یا در قرن نوزدهم، دیدیم که ظرف مدّت هفت سال از شمال آفریقا تا خلیج فارس هفده نفر امام زمان روئیـد. بنابراین وقتی که نجات بخش و رهبر به این قیودات مقیّد می گردد که از عرب و قریش و بنی هاشم و از احفاد پیامبر(ع) و از پدر و مادری معیّن و دارای نام و لقب و کنیۀ مخصوص است، راه را بر هر ادعای دروغ نامحرم می بندد و باعث می شود که هرگز نتوانند نقشی را جز یک داستان موقتی [ خنده دار و مبتذل ] و یک حادثه سازی در تاریخ بازی کنند.

9ــ عکس العمل صاحب نظران:
نکتۀ حائز اهمیّت دیگر اینکه اخیراً با استناد به روایاتی که در کتاب « عصر ظهور » درج گردیده، فیلم مستندی تحت عنوان « ظهور نزدیک است » در هشت قسمت تدارک و در سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان داده شده است. با توجه به مطالبی که فوقاً بیان شد بدون هیچ توضیح دیگری، تا حدّی که در دسترس بود چکیدۀ نظرات متقن و تجارب مستدل صاحب نظران در یک جا گرد آوری گردید:

 اول ــ به گزارش مرکز خبرحوزۀ علمیۀ قم، نجم ‌الدین طبسی استاد درس خارج کلام اسلامی و مهدویت حوزه علمیه، درشرح دغدغه‌ها، ابراز نگرانی‌ها و انتقادات آیت‌الله سیستانی در خصوص مباحث مطروحه در باره مهدویت به ویژه فیلم مستند « ظهور بسیار نزدیک است »، می گوید: " در سفر اخیرم به عتبات عالیات که مصادف با ایام نوروز بود به دیدار برخی مراجع عراق از جمله آیت الله سیستانی نائل شدم. در این دیدار ایشان انتقادات شدیدی نسبت به بروز برخی انحرافات در زمینه ظهور حضرت حجت داشتند. ایشان افزودند: ابراز نگرانی آیت الله سیستانی درباره پخش برخی مستندات و حرف های انحرافی در زمینه نزدیک بودن ظهور بسیار محسوس بود ایشان جریانات انحرافی تعیین وقت و تطبیق اشخاص در نزدیک بودن ظهور حضرت حجت و دست های پشت پرده این جریانات را نگران کننده توصیف کرده وتصریح داشتند: توقیت ها وتطبیق ها برای نزدیک بودن ظهورحضرت حجت بسیارنگران کننده است و این مطالب عقاید مردم را هدف گرفته و باعث تضعیف اعتقادات جامعه می شود."

 دوم ــ به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله ناصر مکارم شیرازی در اولین روز فروردین 1390 در مسجد جمکران در حضور نمازگزاران فرمودند: ... توزیع گسترده سی دی " ظهور بسیار نزدیک است " مشکوک می باشد، اینکه سی دی مذکور به صورت میلیونی در میان مردم به صورت رایگان توزیع می‌شود این سئوال را در ذهن هر انسانی ایجاد می‌کند که هزینه این سی دی از کجا آمده است و هدف از آن چیست؟. براساس روایات تعیین وقت برای ظهور کذب و تعیین کنندگان کاذب هستند و یقین داشته باشید دست خارجی در این مسئله هست اگرچه ممکن است برخی از جوان‌ها به عشق امام زمان این کار را انجام دهند و خودشان هم متوجه دست‌های پشت پرده نباشند... این کارها باعث می‌شود تا مردم امام زمان و ظهور را موهوم تصور کنند زیرا وقتی شما تطبیق انجام دهید اگر این تطبیق درست نباشد به اعتقادات مردم آسیب خواهد زد. باید مراقب این توطئه‌ها بود زیرا این مطالب بی‌پایه و اساس است و براساس روایات، تعیین کنندگان وقت برای ظهور کذاب هستند.

سوم ــ واکنش آیت‌الله علوی گرگانی به توزیع سی دی" ظهوربسیار نزدیک است " اینگونه می باشد: « گر چـه عموم مسلمیـن باید در همـه حال خود را برای فــرج آماده کننـد امـا نمی‌توان تاریـخ دقیقی را در مورد زمان ظهور حضرت حجت (عج) بیان کرد و این امر به مشیت الهی باز می‌گردد.

چهارم ــ جناب عبدالعلی بازرگان در تاریخ 30 فروردین 1390 در مقاله ای تحت عنوان « سکوتِ رضایت آمیز رهبری » می نویسد: نمى‌دانـم رهبر فعلى جمهورى اسلامى هـم در باره معجزه و كشف و كرامت " يا على"! گفتن هنگام تولدشان كه پس از هفتاد و اندى سال! به نقل از خانم "زين الدين" و ايشان هم از خواهر ناتنى آقا! توسط توليت آستانه و امام جمعه قم اعلام مى‌شود، بر همان استدلال هستند يا آنرا انكار مى‌كنند؟ در مورد "سيد خراسانى" ناميدن‌ ایشان و فيلم "ظهور بسيار نزديك است" و نقشى كه براى ايشان در اين قصه قائل شده‌اند چطور؟... چرا لام از كام مبارك نمى‌گشايند و اُمت هميشه در صحنه را از ابهام و انتظار در نمى‌آورند و خود به اشارت و بشارت چيزى نمى‌فرمايند؟

پنجم ــ خانم نیلوفر زارع در مورخ 20 فروردین 1390 طی مقاله ای تحت عنوان « پشت پردۀ مستند ظهور » می نویسد: مستند " ظهور نزدیک است " که به شیوه ای آماتوری تهیه شده است در ابتدا روایاتی در باره ظهور امام زمان را نقل می کند و سپس این روایات را به شیوه ای کنار یکدیگر می چیند تا به هدف اصلی اش برای معرفی آقای خامنه ای و محمود احمدی نژاد به عنوان زمینه سازان ظهور برسد. ادعای محوری مستند این است که با نزدیک شدن زمان ظهور امام زمان ، شخصی به نام سید خراسانی از ایران قیام خواهد کرد، سپاه سید خراسانی به فرماندهی شخصی بنام شُعَیب به سرزمین سفیانی حمله کرده و با شکست آنان زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم خواهد کرد. در فیلم مستند ظهور نزدیک است تلاش شده تا آقای خامنه ای به عنوان سید خراسانی و محمود احمدی نژآد به عنوان شخصیت شعیب معرفی شود.

 ششم ــ آقای مرتضی کاظمیان در تاریخ 28 فروردین 1390 طی مقاله ای تحت عنوان " صدای پای فاشیسم " می نویسد: هم زمان با این اقدامات امنیتی و سیاسی و محدودسازی روزافزون جامعه مدنی و بسط ارعاب، تلاش بازوهای رسانه‌ای و تبلیغاتی و ایدئولوژیک آن (از کیهان و فارس و جوان گرفته تا انتشار سی‌دی «ظهور نزدیک است» و همین اظهارات امام جمعه قم ) در دروغ‌پراکنی و تهمت‌زنی و تحریف حقایق و نیز تقدیس رهبر جمهوری اسلامی، پیوسته و بی‌پروا و بی‌هیچ شرم و مانع قانونی و اخلاقی ادامه دارد.

هفتم ــ خانم فرزانۀ بذرپور پیشگام تر از همه در تاریخ 04/ 05/ 1389 در مقالۀ " مقامات جمهوری اسلامی " می نویسد: ...موج اول بشارت ظهور در آغاز سالهاي دهه هشتاد و سال 81 بود . تعبيري كه نويسنده گمنام و پركار سايت "ظهور بسيار نزديك است" به كار مي برد... " بنابر مستندات همين سايت در سال 81 روز 23 رمضان و عاشورا مصادف بوده است با جمعه و درست مانند روايات كه همين تقارن را براي ظهور ذكر مي كنند:" تب انتظار در سال 81 بالا مي رود اما مقام معظم رهبري در جمع بزرگان خبر از تاخير مي دهند." خبري كه آيت الله ناصري استاد اخلاق در جمع جوانان بسيجي اصفهان در پنجم مرداد همان سال اعلام مي كند:" مقام معظم رهبري به من فرمودند كه فرج خيلي نزديك بود لكن بدا حا صل شد."

 هشتم ــ در تاریخ 23 اسفند 1389 در سایت تحلیلی خبری عصر ایران طی مقالۀ " شیادان کوچک و مستند ظهور نزدیک است " آمده است: علاوه بر رد تک‌تک ادعاهای این مستند، روایات عمده که وقت‌گذاران را تکذیب می‌کند و دروغگو می‌خواند بر علیه این مستند است. برای نمونه می‌توان به روایت بسیار مشهور «کذب الوقاتون» اشاره کرد یا این خبر که در الغیبة شیخ طوسی و کتاب الغیبة نعمانی و دیگر مصادر نقل شده است « أخبرنا علی بن أحمد، عن عبید الله بن موسى العباسی، عن یعقوب بن یزید، عن محمد بن أبی عمیر، عن عبد الله بن بکیر، عن محمد بن مسلم، قال: ” قال أبو عبد الله (علیه السلام): یا محمد، من أخبرک عنا توقیتا فلا تهابن أن تکذبه، فإنا لا نوقت لأحد وقتا”» امام صادق علیه السلام فرمودند: «ای محمد! هر کس به تو خبر وقت ظهور ما را داد، هیچ ابایی از تکذیبش نداشته باش، زیرا ما برای هیچ‌کس وقت را نمی‌گوییم». ...یک فرد تحصیل‌کرده می‌تواند از این دروغ گذر کند و به دینش پایبند بماند. اما از یک فرد عادی که به راحتی این مستند را باور کرده است، انتظار نداشته باشید وقتی که دروغ بودن آن آشکار شود از عقیده خود دست نکشد. اگر می‌خواهید آموزه مهدویت زنده بماند، لطفاً جلوی این اعمال را بگیرید.

نهم ــ روزنامۀ جمهوری اسلامی در تاریخ 27 فروردین 1390 طی مقاله ای تحت عنوان « CD ظهور نتیجۀ ترویج هالۀ نورها است » می نویسد: چرا تعارف کنیم و این واقعیت تلخ را نیز اضافه نکنیم که ما نیز در این جنگ نرم و خاموش به دشمنان با سکوت و بی‌تفاوتی و بی‌عملی و حتی احیاناً با رضایت خاطرمان کمک کرده ایم؟ وقتی در سال ۱۳۸۴ کتابی با نام "دهه ۸۰ دهه ظهور" در ۳۰۰۰ نسخه به چاپ رسید و همین مضامین انطباقی سی. دی " ظهور نزدیک است " را منتشر کرد، چرا علمای ما سکوت کردند؟

دهم ــ خبرنگار خبرگزاری مهـر در رابطه با ضرورت استفـاده از منابع معتبـر برای تبیین مباحثی چون انتظار و ظهور، درتاریخ 27/ 01/ 1390 با آیت الله دکتر مهدی هادوی تهرانی رئیس مؤسسه رواق حکمت مصاحبه ای انجام داد، ایشان در بخشی از این گفتگو اظهار می دارد: ... در رابطه با نشانه های ظهور حضرت، روایاتی وارد شده که برخی به لحاظ سندی معتبر نیستند و از روایات معتبر نیز برخی به لحاظ مفهوم و مدلول روشن نیستند و یک سری مفاهیم در آنها ذکر شده که مقصود دقیق آنها برای افراد قابل درک نیست. ... بخش دیگر آن به روایاتی مربوط می شود که آثار و نشانه هایی را بیان کرده، اما تطبیق آثار و نشانه ها بر مصادیق کاری نیست که هرکس بتواند انجام دهد و در بسیاری از موارد کسانی که در طول تاریخ این اقدام را انجام داده اشتباه کرده و اغراض آنها سیاسی بوده است. این مسئله به زمان ما اختصاص ندارد و درگذشته نیز چون در دوران صفویه چنین موارد مشابهی با اهداف و اغراض سیاسی بوده است. ... توقیت و معین کردن زمان عملی ممنوع است. این که کسی برای ظهور وقت مشخص کند و بگوید که فلان زمان ، بعد از فلان حادثه تا فلان تاریخ ظهور صورت می گیرد، خلاف مسلمات اعتقادی ما در مباحث مربوط به ظهور است. حتی خود ائمه و امام زمان هم چنین کاری نکرده اند.

یازدهم ــ مرکز تخصصی مهدویّت حوزه علمیه قم در تاریخ 19/ 12/ 1389 با صدور اطلاعیه ‌ای، مستند ظهور بسیار نزدیک است را ردّ و مستندات آن را بر گرفته از کتب غیر معتبر اعلام کرد. در آن اطلاعیه آمده است: مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم با توجه به وظیفه‌ای که در عرصۀ تحقیق و تبلیغ مهدویت دارد، به کارشناسی در این زمینه پرداخت و تعدادی از محققین این مرکز به بررسی آن پرداختند با تحقیق کاملی که در این زمینه شد، روشن شد این فیلم و مشابه آن بر اساس روایت ضعیف و مردود تهیه شده است و از کتبی استفاده شده که اعتبار لازم را ندارند و در موارد متعدد نیز مطالب بدون سند و مدرک مطرح شده است، علاوه بر این که تطبیق علائم با برخی افراد به علت محدودیت علم و امکان خطا و اشتباه در شناخت مصادیق نه تنها کار ناپسند و مردودی است، بلکه پیامدهای خطرناکی همچون ایجاد شک و تردید در اصل مهدویت را در مخاطبین به دنبال خواهد داشت.

دوازدهم ــ آیت الله استادی امام جمعه موقت قم در پاسخ به نامه مدیر مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، تصریح کرد: نمره مستند ظهورنزدیک است از صفر بالاتر نیست. وی در پاسخ به نامه مجتبی کلباسی، مدیر مرکز تخصصی مهدویت حوزه در نوشته است: تفسیر روایات به آن گونه که گوینده مایل است، بدون اینکه صراحتی یا ظهوری و یا حتی احتمال متنابهی بر آن معنی داشته باشد و نیز تطبیق واژه‌ها و یا نام‌هایی را بر موضوعات و یا اشخاصی که احتمال صحت آن تطبیق‌ها از صفر بالاتر نیست و همچنین تمسک به روایات و کتاب‌های غیر معتبر برای اثبات مطالب دینی، اثری جز سست کردن اعتقادات مردم ندارد و متزلزل ساختن عقاید مردم هدف دشمن است که احیاناً توسط دوستان نادان انجام می‌شود.

 سیزدهم ــ حجت الاسلام پناهیان که از گفتارشان در ساختن فیلم کمک گرفته شده است، در جلسه ای با موضوع مهدویت و رسانه در دانشکدۀ علوم دانشگاه تهران، در بارۀ سی دی " ظهور بسیار نزدیک است " می گوید: اخیرا دوستان خیلی از بنده دربارۀ سی دی " ظهور بسیار نزدیک است " سؤال می‌کنند. بنده دخالتی در تولید سی دی نداشته‌ام و نمی‌دانم از کدام سخنرانی بنده استفاده شده است. این سی دی را هنوز ندیده‌ام؛ لذا اظهار نظر سخت است. ولی همیشه سفارشم به افرادی که در این زمینه‌ها کار می‌کنند، این بوده است که در مقام تطبیق مصادیق محتاط باشند. اولا اگر دلایل محکمی ندارند، به سمت بیان احتمالات نروند و اگر دلایل محکمی برای تطبیق دارند، با احتمال بیان کنند. هر چند اساساً بنده زیاد با پرداختن به "حوادث ظهور" موافق نیستم و تصور می‌کنم بیش از آن باید به " قواعد ظهور" پرداخت. یعنی ببینیم حضرت در چه شرایطی قیام خواهند کرد، آن شرایط را بشناسیم و حتی تا آنجا که می‌توانیم آن شرایط را ایجاد نماییم.

چهاردهم ــ حجة الاسلام سیدمحمد سادات منصوری رئیس مرکزپاسخگویی به شبهات دینی و عضو شورای علمی پژوهشکده اعجاز قرآن در گفتگوی مورخ 26/01/1390 با خبرنگار خبرگزاری مهر در رابطه با ضرورت استفاده از منابع معتبر برای تبیین مباحثی چون ظهور و انتظار گفت: برای هر کار علمی و پژوهشی باید از منابع معتبر استفاده کرد، اعتبار هر تحقیق و پژوهشی به منابعی است که محقق از آن استفاده می کند، اگر منابع خدشه دار باشد و یا از اعتبار لازم برخوردار نباشد به طور طبیعی تحقیق و پژوهش یا به نتیجه نمی رسد یا نتیجه غلط به دنبال دارد... هیچ منبعی وجود ندارد که براساس آن بگوییم ظهور حضرت نزدیک است یا در چه تاریخی تحقق می یابد. منابع ما یا عقلی است و یا نقلی، در هیچکدام از روایات ما تاریخ مشخصی را برای ظهور حضرت بیان نشده است. این مسئله بحث عقلی نیست که از عقل کمک بگیریم و بگوییم که با استدلال عقلی می توان تاریخ ظهور حضرت را تعیین کرد. راه کشف شهود نیز در این رابطه هیچ سند و اعتبار علمی و پژوهشی ندارد. بلکه در کنار اینها کلیاتی قرار می گیرد که در روایات ما آمده است.

پانزدهم ــ حجت الاسلام حسینعلی اختری عضو شورای سیاست گذاری ائمه جمعه و نماینده مقام معظم رهبری در کمیته همکاری حوزه های علمیه تهران با آموزش و پرورش درگفتگوی مورخ 26/ 01/ 1390 با خبرنگار خبرگزاری مهر، با اشاره به مسئله ظهور تأکید کرد: انتظار راستین و منتظر بودن که موجب سازندگی است اختصاص به اینکه علائم ظهور چیست؟ ندارد؛ وی افزود:... به هیچ شکل نباید مورد خاص این علائم را مشخص کنیم و این مصادیق را نباید با روایات کلی مشخص کنیم چون ما از ریزه کاری های مطالب آگاه نیستیم. این روایات بیش از هزار سال پیش به دست ما رسیده و ممکن است همۀ ریزه کاری های آن به ما نرسیده باشد. اگر مصادیق را بر اساس دریافتهای خود مشخص کنیم ممکن است به خاطر یک ویژگی که ما متوجه نشده ایم با آن مورد خاص سرانجام تطبیق نکند و این بهانه ای برای تبلیغات بیگانگان علیه طرفداران حضرت مهدی شود.

شانزدهم ــ حجت الاسـلام علیرضا اعرافی رئیس جامعة المصطفی در مصاحبۀ مورخ 23/01/1390 با خبرنگار خبرگزاری مهر، با اشاره به تخریب افکار تودۀ مردم اظهار داشت: یکی از مخرب ترین امور نسبت به عقاید و مسائل صحیح تحریف و استفاده ناصحیح از آنها است... وقتی وعده های بیجا داده و علائم ناروا مطرح شود و نسل جوان مشاهده کند که این وعده ها محقق نشده نسبت به تمام عقاید و ارکان دینی تردید می کند. در حقیقت وقتی در رابطه با فلان سال و فلان علامت ظهور صحبت می شود و زمانی که تحقق نمی یابد نسل جوان نسبت به مسئله انتظار تردید خواهد کرد و به کل عقاید دینی ضربه می زند.

 هفدهم ــ آقای دکترحسین قشقائی رئیس پژوهشکدۀ باقرالعلوم درمصاحبۀ مورخ 03/ 01/ 1390 می گوید: ... به طور طبیعی اگر چند روایت مختلف درباره یک مسئله ذکر شود و اتفاقی رخ ندهد، اعتقاد مردم سست می شود، اما خوشبختانه مردم این روزها به این سطح از هوشیاری رسیده اند که بدانند هر مسئله ای که مطرح می شود منشأ معتبری ندارد.

هجدهم ــ حجت الاسلام محمد تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در تاریخ 04/ 02/ 1390 ضمن گفتگو با خبرنگار مهر، با رد مستند "ظهور بسیار نزدیک است"، اینگونه مطالب را بی اعتبار دانست و گفت: این مسائل یا از روی غرض و یا از جهالت ناشی می شود که هر دو خطرناک است... مسئله مهدویت یکی از اعتقادات راسخ ما است ولی اینگونه نیست که هرکس برای خود آسمان و ریسمانی ببافد و به مردم القا کند. اینگونه کارها برخلاف نص صریح روایات ماست و باید مردم را آگاه کرد و از طرفی باید کارهای مثبت در جهت تبیین مباحث مهدویت صورت گیرد و از سوی رسانه ها مطالب اصیل و معتبر در امر ظهور به مردم ارائه شود تا این مسئله به این اهمیت با تردید مواجه نشود.

نوزدهم ــ حجت الاسلام محمد حسن اختری رئیس مجمع جهانی اهل بیت(ع) در مصاحبۀ مورخ 23/ 01/ 1390 گفت: اصل مسلم اعتقادات شیعه در مسئله ظهور این است که زمان ظهور مشخص نیست و هیچکس حق ندارد برای ظهور وقت تعیین کند و در روایات از ائمه معصومین(ع) نیز آمده است که "کذب الوقاتون". ...اشاعه چنین تفاسیر و تطبیق علائم ظهور هم باعث سستی عقاید مردم معتقد می شود و هم موجب انحراف افراد ضعیف الایمان می شود و علاوه بر آن، بیان اینگونه تعبیرها ابزاری در دست دشمنان برای مقابله با دین و مذهب ما می شود همچنین افرادی این مسائل را وسیله دغل بازی خود کرده و مردم را به انحراف می کشند مثل مدعیان دروغینی که ما هر از گاهی با آنها مواجه می شویم

بیستم ــ حجت الاسلام حسین ابراهیمی رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد در مصاحبۀ مورخ 22/ 01/ 1390 گفت: ...ائمـه اطهار ما فرمودنـد " کـذب الوقاتـون" دروغگوینـد آنهایی که وقت تعیین می کننـد. در جایی که خود حضرت نمی دانند ما چه می دانیم؟ از هریک از ائمه در مورد زمان ظهور سؤال شده همه این بزرگواران فرمودند بستگی به مشیت الهی دارد و علم آن نزد خداوند است و حتی خود ایشان می فرمایند از خدا فرج مرا بخواهید و ایشان توصیه می فرمایند که برای فرج ما دعا کنید.

بیست و یکم ــ آیت الله سید محمد غروی عضو جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری مهر درقم با اشاره به وجود مشکلات قابل توجهی که درخصوص تولید و انتشار سی دی مستند "ظهور نزدیک است" بروز می کند، بیان داشت: در این مستند از نظر محتوا و تکیه بر مستندات، از منابع ضعیفی استفاده شده است ... انتشار این مستند، این تصور واهی را به وجود می آورد که مسئولین نظام برای تثبیت موقعیت خود این اقدام را انجام و یا این فیلم را به عنوان دست مایه ای برای رسیدن به مقاصد خود قرار داده اند، در صورتی که قطعا این طور نیست و مسئولین فرهیخته کشور به هیچ عنوان از این سی دی حمایت نکرده اند.

بیست و دوم ــ آیت الله عبدالنبی نمازی عضو جامعۀ مدرسین و امام جمعۀ کاشان در تاریخ 27/ 01/ 1390 در جواب سؤال خبرگزاری مهر اظهار داشت: ...باید تهیه کنندگان و افرادی که در تولید این مجموعه دخالت داشتند، خواسته شوند و از نیت آنها اطلاع حاصل شود چرا که گاهی این کار از روی ناآگاهی، سادگی و یا عشق به امام زمان (عج) صورت گرفته و یا نه، ‌ممکن است جریانی سیاسی در پشت پرده باشد... اگر از تولید این برنامه، قصد سوء استفاده و نیت مجرمانه در کار بوده باشد باید تحت تعقیب قضایی قرار گیرد.

بیست وسوم ــ حجة الاسلام مهدی یوسفیان معاون پژوهشی مرکز تخصصی مهدویت در بخشی ازمصاحبۀ مفصل خود در تأملي گذرا به محتواي مستند " ظهور نزدیک است " می نویسد: در اين فيلم به گونه‌اي القا شـده است كه گويا محتـواي آن بر اساس نظر كارشناسان و محققيـن متعدد عرصه مهدويت است و از پشتوانه روايي فراوان و احاديث صحيح برخوردار است. لازم است اشاره شود كه مستندات اصلي اين فيلم كتب و روايات ذيل است: ــ الزام الناصب: اين كتاب كه توسط يكي از معاصرين نوشته شده است از منابع معتبر روايات مهدويت شمرده نمي‌شود. رواياتي در آن وجود دارد كه در كتب معتبر و علما گذشته نبوده است. البته ما نويسنده آن را محترم دانسته و با حسن ظن مي‌گوييم احتمالاً ايشان در صدد جمع مطالبي در مورد امام مهدي بودند و متناسب با شرايط زمان خود مي خواستند آنچه را در اختيار دارند مكتوب كنند تا اهل فن در مورد آن‌ها تأمل كنند. ــ عصر ظهور: اين كتاب كه حالت تحليلي دارد توسط يكي از نويسندگان و كارشناسان عرصه مهدويت نگاشته شده است. خود ايشان در بخش‌هاي متعددي از كتاب تصريح به ضعف روايات از حيث سند و متن دارند و در موارد متعددي با كلمه «والله العالم» خواسته‌اند بگويند اين مطلب فقط يك فرضيه است، با توجه به روايات هر چند ضعيف. ــ خطبة البيان: علما و محققين متعددي كه اين حديث را مورد بررسي قرار داده‌اند آن را از حيث سند ضعيف و بي اعتبار مي‌دانند. فقط محتواي ابتداي روايت را كه در مورد شخصيت امام علي علیه السلام است با توجه به عقل و ساير روايات معتبر، صحيح مي دانند. هر چند اينان نيز نمي‌گويند اين حرف‌ها مستند به امام علي علیه السلام است.

بیست و چهارم ــ خانم دکتر صدیقه وسمقی قرآن پژوه و استاد دانشگاه طی مصاحبه ای در تاریخ 04/ اردیبهشت 1390 با جرس می گوید: به عقیدۀ من حاکمیت از سال 76 با ظهور جنبش اصلاح طلبی احساس خطر کرد . از آنجا که حاکمیت دینی راه حل مشکلات خود را در باورهای دینی مردم جستجو مي کند ، تحلیل من اينست که این بار طرحی برای سوءاستفاده از اعتقاد به امام زمان در جهت منافع سیاسی حاکمیت و حفظ قدرت تهيه شده است، تا به اینوسیله جنبش اصلاح طلبی را بکشند... [ بنابراین ] برای زمینه سازی فکری و فریفتن افرادي که بضاعت فکری چندانی ندارند کتابهایي منتشر کرده است. کتاب « دهۀ 80 دهۀ ظهور به زبان فارسی و کتاب « احمدی نجاد وثوره العالمیه المقبله » به زبان عربی در بيروت منتشر شده است که نویسندۀ آن به نام شادي فقیه ، ناشناس و این نام غیر واقعی و مستعار است... ... اینکه حقیقتا سر نخ این جریان کجا و در دست کیست،من نمی دانم.اما همانگونه که اشاره کردید در طول تاریخ بارها از این ادعاها شده است و همۀ آنها انحرافی بوده است و دارای تبعات ناگوار. من به کسانی که به هر دلیلی با جریان حاضر همراه شده اند توصیه می کنم جریانات تاریخی مشابه را با دقت مطالعه کنند. در میان پیروان وجریانها نیز افرادی بودندکه صداقت داشتند اما بی اطلاع و ساده بودند و مورد سوء استفاده ی سیاست بازان قرار گرفتند... این جریان به جلو گام برداشته و پس از انتشار کتابهایی اکنون بر اساس آن کتابها فیلمی نیز ساخته است و در سطح گسترده در جامعه منتشر کرده است.اینها نشان میدهد که این جریان در کار خود جدی است. وظیفۀ روشنفکران و آگاهان و عالمان نیز به همین میزان برای مقابله با این جریان جدی است و هیچ قصور و کوتاهی درین رابطه توجیه پذیر نیست .

 بیست و پنجم ــ بالاخره علامۀ کورانی نویسندۀ کتاب « عصر ظهور » که یکی از منابع اصلی مورد استناد کارگردان فیلم می باشد در تاریخ 22 فروردین 1390 طی مصاحبه ای با خبر آنلاین می گوید: از نظر علمی کار اینها مذموم است. اینها کار علمی نکردند. کار تطبیق قطعی و جزمی کردند که تطبیق‌ها هم درست نیست. گفته‌اند سفیانی یعنی ملک عبدالله. با وجودی که سفیانی حاکم سوریه است از نسل ابوسفیان. گفته‌اند یمانی یعنی سید حسن نصرالله. خب؛ سید حسن در عراق است با وجود اینکه یمانی در خود یمن خواهد بود نه در لبنان، نه در عراق. بعد تطبیق کرده‌اند که خراسانی یعنی مقام معظم رهبری. شعیب ابن صالح یعنی رئیس‌جمهور آقای احمدی‌نژاد. این تطبیق‌ها را نمی‌شود قبول کرد. حال با توجه به اقاریر مذکور جای این سؤال باقی می ماند؛ براستی با این همه اشخاص حقیقی و حقوقی مخالف با فیلم مستند " ظهوربسیار نزدیک است " پس چه کسی باساختن آن موافق بوده است؟ و تصادفاً همین نفی و اثبات هاست که ناخودآگاه این نکته را در ذهن انسان تداعی می کند، نکند انتظار مدعیان ظهور نزدیک است هم دقیقاً همانند انتظار طلبۀ مزینانی باشد: مرحوم دکتر شریعتی برای تجسّم عینی چنین انتظاری مثال خیلی جالبی می زند و می گوید: طلبه ای از خویشان من، از مزینان آمده بود به مشهد برای تحصیل، تابستان سال بعد، شوق بازگشت به « وطن » ( یعنی مزینان ) آتش در پیراهنش افکنده بود و روزشماری و ساعت شماری می کرد که بزودی درسها تعطیل شود و به مزینان برگردد و هجران ها به وصال بدل شود و از این غربت خشک بیگانه، با لذت خویشاوندی و آشنائی و انس کوچه ها و باغها و هم ولایتی ها و دیدار با عمه و خاله و عمو و دختر عمو انتقام گیرد و از اینجا که هیچکس او را احساس نمی کند و متوجه او و ارزشهای فعلی او نیست، برود و آنجا که همه با حسرت و لذت و کنجکاوی و شگفتی به او می نگرند، « خودِ جدیدش » را ارائه دهد تا ببینند که لهجۀ دهاتیش عوض شده، شهری شده، عادات و حالات و رفتارش خیلی فرق کرده، عربی یاد گرفته، قرآن معنی می کند، منبر می رود، روایت می خواند، در مدرسۀ علمیه گل کرده، همۀ مردم مشهد از این همه پیشرفت و هوش و علم او تعجب کرده اند، و خلاصه این ملا کریم؛ آن ملا کریم نیست. تمام دنیا برایش لبخند نوید و نوازش شده و زندگی سیر و سیرآب و دیگر هیچ کمبودی ندارد. از طرفی آدم خیلی معتقد و مقدّسی هم بود، یک روز که مثل هر روز از مدرسه آمده بود پیش ما تا از « دیگه ان شاءالله تا هفتۀ دیگر درس ها تمام می شود و باید همین روزها بلیت بگیرم و...» گفتگو کند و کیف کند، ناگهان با لحن خیلی جدّی و قیافه ای که آثار ترس و تزلزل در آن خوانده می شد گفت: « می ترسم، نه، خدا نکند، می ترسم در همیـن چند روز یک مرتبه امام زمان عجل الله تعالی فرجه ظهور فرماید، آنوقت من دیگر... مثل اینکه نمی توانیم برویم به مزینان! » ( انتظار مکتب اعتراض )


10ــ دو حدیث از غیبت نعمانی:
در زمینۀ ادّعای مدّعیانی که احادیث مربوط به علائم ظهور را با قاطعیّت به زمان حال تطبیق کرده و مستند "عصر ظهور" را ساخته اند نویسنده و پژوهشگر معروف جناب رسول جعفریان، به نقل از ( رساله اثبات رجعت یا ترجمه چهارده حدیث، علامۀ مجلسی )، دو حدیث از کتاب غیبت نعمانی نقل نموده، که گویا علامۀ مجلسی آن احادیـث را در عصر صفویـّه با دولت آن ها قابل انطباق می دانسته و ادعا می کرده که سلاطین صفوی توفیق آن خواهند داشت که پرچم اسلام را به حضرت ولی عصر(عج) تقدیم کنند.
حدیث اول: محمد بن ابراهیم نعمانی در کتاب غیبت به سند معتبر از ابوخالد کابلی روایت کرده است که حضرت امام باقر (ع) فرمودند: « گویا می ‌بینم گروهی را که از جانب مشرق ظاهر شوند و طلب دین حق از مردم کنند و مردم را به آن دعوت نمایند. پس از ایشان قبول نکنند. پس بار دیگر طلب نمایند و قبول نکنند. پس چون این آیه را بینند، شمشیرهای خود را بر دوشها گذارند و جهاد کنند. پس مردم بدین حق درآیند. پس ایشان به این راضی نشوند تا آن که بر ایشان پادشاه و والی شوند، و پادشاهی ایشان بماند و به کسی ندهند مگر به صاحب شما. یعنی حضرت صاحب الزمان ـ صلوات الله علیه ـ و هر که با ایشان کشته شود، در جنگ شهید شده است. او ثواب شهیدان را دارد.»
مترجم ( علامۀ مجلسی رحمة الله ) گوید که بر صاحبان بصیرت ظاهر است که از جانب مشرق کسی که دین حق را طلب نمود و مردم را به دین حق دعوت کرد و پادشاهی یافت، به غیر سلسله علیّه صفویّه ـ خلّد الله ملکهم ـ نبود. و در این حدیث شریف شیعیان خصوصا انصار و اعوان این دولت توامان را بشارتها است که بر عاقل پوشیده نیست.
حدیث دوم: باز شیخ نعمانی در کتاب مذکور به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمود: روزی حضرت امیرالمؤمنین و امام المتقین علی بن ابی طالب (ع) خبر می دادند از وقایعی که بعد از آن حضرت به ظهور آید تا ظاهر شدن قائم آل محمد (ع)، پس حضرت سید الشهداء حسین بن علی (ع) فرمودند که یا امیرالمؤمنین! چه وقت حق سبحانه و تعالی زمین را از ظالمان پاک خواهد کرد؟‌ حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود که خـدای تعالی زمین را از لوث کافران پاک نخواهـد کرد تا خون حرام بسیار به زمین ریخته شـود. بعد از آن پادشاهان بنی امیه و بنی عباس را به تفصیل بیان فرمودنـد. در حدیث طولانی که راوی اختصار کرده است. پس فرمود که: « هرگاه، خروج کند پادشاهی از خراسان و غالب شود بر زمین کوفه و ملتان و بگذرد از جزیره بنی کاوان که در حوالی بصره است، و خروج کند از ما پادشاهی در گیلان و او را اجابت کنند و یاری نمایند اهل ابر ـ که در حوالی استراباد است ـ و دیلم ـ که قزوین و حوالی آن است ـ و ظاهر شود از برای فرزند من عَلَمای ترکان، و متفرق شوند اطراف عالم و در مکان های شریف و جنگها و فن‌های عظیم ایشان رو دهد، در وقتی که جنگ کنند در بصره و برخیزد پادشاه پادشاهان. ـ پس حکایت طولانی بیان فرمودند که راوی از میان انداخته است، پس فرمودند ـ : که آن گاه تهیه کرده شود چندین هزار لشکر بر کشیده صفها، و بکشد قوچ فرزند خود را، در آن هنگام دیگری پادشاه شود، امامی که مردم قدرش را ندانند یا پی به مکانش نبرند. او راست شرف و فضیلت بر عالمیان و او از فرزندان تست ای حسین. وصف آن نمی‌توان کرد. مثل او کجا بهم می رسد؟ ظاهر شود در میان دو رکن کعبه معظمه با جماعتی اندک، و بر جن و انس غالب گردد و مردم دون، یعنی کافران و ظالمان را از زمین براندازد. خوشا حال کسی که زمان او را دریابد و به روزگار دولت او برسد و در خدمتش حاضر گردد.»
مترجم ( علامۀ مجلسی رحمة الله ) گوید که: ظاهر است که خروج کننده خراسان اشاره است به امرای ترکان مثل چنگیزخان و هلاکوخان، و خروج کننده در گیلان اشاره است به شاه دین پناه رضوان مکان شاه اسماعیل ـ حشره الله مع الائمه الطاهرین ـ لهذا حضرت فرمود که از ماست و او را فرزند یاد کرد. و از میان خسروان روزگار به این نسب عالی مقدارهمین سلسله علیّه ممتاز و سرافرازند و پادشاه پادشاهان با مراد همان خسرو خلد آشیان است با دیگری از سلاطین عظام و اولاد کرام او. و چون راوی بسیاری از حدیث را انداخته، به خصوص حکم نمی‌توان کرد. و کشتـن قوچ فرزنـد خود را بـه گمان این حقیـر اشاره است به شهادت شاهـزاده عالی تبار صفی میرزا ـ نور الله مضجعه ـ و پادشاه دیگر که طلب خون نماید اشاره است به سلطنت سلطان علیین آشیان شاه صفی ـ افاض الله علیه. و چون حدیث را اختصار کرده‌اند بعضی از وقایع افتاده است، اما بشارت به تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان ـ علیه الصلاة‌ و السلام ـ و اتصال این دولت دین پرور به دولت حق امام البشر از آخر حدیث ظاهر است.

11ــ اصلاح امور مقرون به ظهور
گمان می کنم، اکنون صدق ادعایم به خوبی به اثبات رسید آنجا که گفتم؛ روایات مربوط به علائم ظهور مهدی (عج) نوعاً از متشابهات است. از تأویل علامۀ مجلسی برای شاهان صفویّه گرفته تا داستان سید ضیآءالدین طباطبائی و اعتراض رضاخان میر پنج به حکومت افغانستان، از عیسای موعود گرفته تا آگوست نهم، و الی زماننا هذا، و داستان مصادیق ِسیّدِخراسانی، سیّدِیمانی و شعیب بن صالح، همه وهمه دقیقاً همان داستان منظوم مولانا جلال الدین محمد بلخی را در اذهان متبادر می کند که: هر کسی از ظنّ خود شد یار من از درون من نجست اسرار من نهایت، در اینکه همه آرزومندند إنشاءالله خداوند در أمر فرج و ظهور صاحب الأمر(عج) تعجیل فرمایند بحثی نیست. آری همه آرزومندند تا آن حضرت تشریف بیاورند بلکه رازهای نهفته در دل دردمندان از پس پرده برون افتـد و معلوم شود؛ آیا شیعیان موظف بودند در عصر غیبت معرفتشان را نسبت به آن حضرت بالا ببرند تا آمادگی اصلاح امور و ظهور دولت حَقـّۀ آن حضرت را داشته باشند، یا مکلف هستنـد با مصداق سازی به روایـات و احادیـث، برای ساختن زمینـۀ حکومت دیگران سکوی پرتاب باشند؟ « انتظار» چیزی نیست جز تهیۀ مقدماتِ همان انقلاب نهائی ِجهانی، و آمادگی روحی برای طرفداری از آن، و ذخیره کردن نیرو به آن روز و سپردن این اندیشه از نسلی به نسلی که به امید آینده ای روشن از خود تسلیمی پرهیز کنند. آینده ای که در آن؛ دولتی مقرون به عدل، عقل، علم، حکمت، خیرو برکت، آرامش و سعادت، سلامت و امنیّت، رفاه و آسایش، وحدت عمومی و جهانی برجامعۀ بشریّت حکومت خواهد کرد. دولتی که در آن دولت، حکومت با صالحین است و انتخاب اصلح به معنای واقعی در آن تحقق خواهد یافت. آری همه آرزومندند آن حضرت تشریف بیاورند تا لااقـل پرده از چهرۀ اباطیل زدوده شود، و معلوم گردد که این همه ادعا شایعه ای بیش نبوده است، همانگونه که لسان الغیب فرمود:
مصلحت نیست کـه از پـرده بـرون افتـد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

 
12ــ راز و نیـاز:
 می گویند: اگرچه « عشق » از استعدادهای بر جستۀ انسانیّت انسانهاست امّا حساسیّت قضیّه در این است که « عشق به معنای اخصّ کلمه » اکتسابی نیست، بلکه مادر زادی می باشـد. بنابراین؛ درود بر عشّـاق عارفی که عاشقانه زمزمه سر می دهند: « أللّهُمَّ أرنِي الطَّلعَة َالرَّشیدَة؛ بارخدایا دیدگانمان را به طلعت جمال رشید و رعنای حضرتش روشن گردان.»
درود بر عشّاق صبوری که عاشقانه ترنـّم می کنند: « سلام بر تو و به زمانی که قیام فرمائی، سلام بر تو و به زمانی که در پردۀ غیبت نشسته ای، سلام بر تو در هنگامی که به نماز ایستاده ای، سلام بر تو آنگاه که در حال رکوع و سجده ای، سلام بر تو در حالی که تهلیـل و تکبیر می گوئی.»
درود بر سوخته دلانی که سرمست از عشق به ولایت ولیّ زمان، عارفانه و عاشقانه می خوانند: « سلام بر تو در این شبهای تاریک عصر غیبت، سلام بر تو و به روز روشنی که در انتظارش نسشته ایم.»(مدلول زیارت آل یاسین)
 ای پسر فاطمه! که در انتظار حکومت عدالت محورت نشستن، عبادت محض است، یقین دانم روزی که از پس پردۀ غیب بدرآئی، مستضعفان جهان طعم واقعی عدالت را خواهند چشید.
و توــ ای سیّد و سالارمن ــ آن روز که با پاهای برهنه نماز عیدین « فطر و اضحی » را بر پای داشتی؛ یقیناً پشت همۀ جهان خواران شرق و غرب، سیاست پیشگان نعل وارو زن، دین مداران آلوده به ریا، صدر نشینان متکبّر متبختر جهان و مدعیان دروغگوی مقدمت را به لرزه در خواهی آورد.
ای نقطۀ التقاء آمال و آرزوهای بشریّتِ رنجور و انسانیتِ دردمند، ای امید همۀ نا امیدان و پناه همۀ بی پناهان، آن روز که مسیح بزرگوار در پشت سرت به نماز ایستاد؛ صورت زشت و کریه و دو روی همۀ فخر فروشان، کاخ نشینان، پول پرستان، زراندوزان، زور گویان، تزویرکاران، ریاست طلبان و فتنه جویان ریاکار را به خاک مذلت خواهی نشانید.
ای وصیّ الحسن! شهادت می دهیم که؛ تو وارث همان نور در اصلاب شامخ و ارحام مطهّری، که در مقام عبودیّت به پیشگاه آفریدگار، هرگز به ناپاکیهای جاهلیّت آلوده نگشته ای و غبار شرکِ جهالت بر دامانت ننشسته است. به خیر و برکت وجودت آفریدگان از روزی برخوردارند، و به طفیل هستی ات آفرینش استوار مانده است، و به وسیلۀ توست که ارادۀ خداوند متعال جامۀ عمل می پوشد و زمین از قسط وعدل پر می گردد، إن شاءالله.
ای وارثِ صلابـتِ علـی، سخـاوتِ حسـن، شجاعـتِ حسیـن و عبـادتِ سجّـاد. ای وارثِ علـم باقـر، صدق صـادق، کِظـم کاظـم و رضاء رضـا. ای وارثِ جـودِ جـواد، نقاوتِ نقـی و ذکاوت عسکری(علیهم السَّلام ). متأسفانه جوانانمان با دیدن نابسامانیهای جاهلیّتِ قرن بیستم، و خود کامگی های حکـّام جور، ریا کاری عالمان بی عمل، دست اتحادِ زر و زور و تزویر برعلیه مستضعفان، کج سلیقگی آمران به معروف و ناهیان از منکر، بی اعتنائی متولیان دین و پدران و مادران نسبت به آنچه که دارد اتفاق می افتد، با سرپوش نهادن روی کجروی های نسل جوان و نادیده گرفتن خود سری های آنان، لاجرم برعلیه حقانیت دین جدّت سر به عصیان نهاده ایم و به گروه های مختلف تقسیم شده ایم، و بدبختانه هر دسته ای هم به آنچه که خود باور دارد می بالـد و می نازد؛
ــ گروهی بی محابا قید هر چیزی را که به نام اعتقادات دینی مطرح است زده اند.
ــ گروهی می گویند اعتقادات دینی تان را به مساجد و معابد باز گردانید.
ــ گروهی منافق وار، هم به نماز می ایستند هم به باده می نشینند.
ــ گروهی با قافله ای همگامند که می گوید؛ به هرچمن که رسیدی گلی بچین و برو.
ــ گروهی بی نمازو روزه به کفارۀ گناهانشان در معابد سینه خیز می روند.
ــ گروهی برآنند فرصت بدست آمده را هدر ندهند؛ می قاپند و می چاپند می ربایند.
ــ گروهی می گویند؛ بگذارید هر آنچه می توانند بکنند، تا برای فردا بهانه ای نماند.
ــ گروهی می گویند: می باید این کارها بشود تا صحّت روایات به اثبات رسد.
ــ گروهی زانوی غم در بغل گرفته به ورد و دعا مشغولند.
ــ گروهی دندان غیظ به هم می سایند و به امید انتقام خطّ و نشان می کشند.
ــ گروهی همۀ اعتقادات دینی را در راه هوس های مادّی خود استخدام می کنند.
ــ گروهی حساب سیاست را از حساب دین جدا می دانند.
ــ گروهی برآنند که اگر بر هر عمل دینی مهر سیاست نخورد باطل است.
ــ گروهی می گویند تمام اقدامات سیاسی می باید از فیلتـر دین بگذرد
ــ گروهی هم در این وا نفسای زندگی، نمی دانند چه خاکی بر سر بریزند؟
 برایمان راه چاره ای نمانده جز اینکه با تأسـی به حضرتت فریاد زنیم: بنام خداوند بخشندۀ بخشایشگر. ای دارندۀ جان ها، و ای تار و مار کنندۀ گروه ها، ای گشایندۀ درها، ای گرد آورندۀ وسیله ها، به گونه ای سبب ساز ما باش که حتیّ نحوۀ درخواست آن را هم نمی دانیم، بحقّ لاإله إلآ الله، محمد ٌرسول الله، که درود خدا بر او و همۀ خاندانش باد.


Copyright © 2010 seyyidparpanchi.com