آیا دین افیون ملتهاست؟
استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است

15/ 02/ 1389

آیا دین افیون ملتهاست؟

 
این عقیدۀ کارل مارکس است که می گفت: دین افیون ملتهاست. و تا چندی پیش کارگردانان مرام کمونیستی، آن را نـُقل محافل خود کرده بودند ولی علیرغم اینکه دیروز اندیشۀ سوسیالیسم با تفکرات التقاطی و افراطی اش در روز روشن و در پیش چشم میلیون ها انسان عاقل و بالغ، به خاطر انحراف از منهج « صراط مستقیـم » به تاریخ پیوست، و کاپیتالیسم بدون اندیشه به فردای نابسامان خود مرگ سوسیالیسم را جشن گرفت، امروز به قول مرحوم محمد قطب در کتاب « آمریکا التی رأیت؛ آمریکایی که من دیدم » در برابر یورش اسلام خواهی مجاهدان اسلامی تاب مقاومت را از دست داده و آلام خود را در دامان لجن افیون « سِکس و فحشاء و گرایش به همجنس » تسکین می دهد و جوانانش در باتلاق متعفن مواد مخدّر تا خرخره فرو رفته اند و در آن دست و پا می زنند. جالب اینکه اروپا هم همانند خان های دوران فئودالیته از ترس اینکه مبادا از شأن خان بودنش کاسته شود... دست از کمر بر نمی دارد. حال با تمام این اوضاع و احوال، شرم آور است که متأسفانه عدّه ای دهن بیـِن وامانده از قافلۀ تمدن سوسیالیسم مرده و کاپیتالیسم مشرف به موت، به دین اسلام اَنگِ افیون بودن زده و همچنان شعار کهنه و پس ماندۀ « دین افیون ملتهاست » را از سر گرفته و نشخوار می کننـد!! ممکن است مارکس و سایر کارگردانان یکصد سال قبل رژیم کمونیستی، به دلیل پاره ای شرایط و علل مخصوص محلی، که در آن برهه از زمان و در آن محیط وجود داشت در دادن این شعار ضد دین معذور باشند، و با آن وضع ناهنجاری که آن روز کمونیست ها با آن روبرو بودند، شاید حق داشتند که چنین عقیده ای را اظهار نمایند. زیرا همزمان با انقلاب کمونیستی، تیول در سرزمین اروپا بصورت ننگین ترین ادوار تاریخ اروپا نمایان شده بود. امّا تعمیم و تلقین چنان تلقی غلط از دین، برای همۀ زمان ها و مکان ها و به همۀ ادیان بدور از انصاف بوده و نوعی بی وجدانی اخلاقی است. و اگر هدف اساسی القاء تفکرات دیکتاتوری سیاسی باشد ممکن است در کوتاه مدت جواب مثبت دهد و لکن تاریخ گواه است که بعد از هفت دهه، چگونه موریانۀ بی محتوایی تنۀ درخت تنومند ایدئولوژی سوسیالیسم را که روزگاری کوس اناالحق می زد از درون پوسانید در نتیجه نه تنها سوسیالیسم از درون فرو پاشید بلکه حتی سران کرملین نیز علناً به دین روی آورده و اجساد رهبران درجۀ اول خود را طی مراسم رسمی دین مسیحیّت به خاک سپردند و می سپارند. حال دنباله روان همان کاروان در راه مانده که هرگز به مقصد نخواهد رسید، با تکرار همان حرفها و اَنگ ها، می گویند: آیا اعتقاد مسیحیت در خصوص اینکه « اگر کسی بگونۀ راستت سیلی زد تو گونۀ چپ را از وی دریغ مدار، هر کس روپوشت را بُرد تو پیراهن را نیز به او واگذار، عیسی مسیح برای کفارۀ گناهان بشریّت مصلوب شد » افیون هست یا نیست؟ و در راستای راست بودن کیش خود می افزایند؛ آیا در اعتقادات اسلامی، بوسیدن دست جنایتکاران آل امیه و آل عباس به عنوان امیرالمؤمنین توسط روحانیون و عالمان دین و توجیه دستورات خیره سرانۀ آنان به ضرر مردم محروم، و رام کردن مستضعفان به امید نعمت بی پایان ِ جاویدان، افیون هست یا نیست؟ آیا اعتقاد شیعیان امامیه در خصوص برداشتی که از شهادت عاشورا دارند و گریه را موجب بخشودگی گناهان می دانند، و با استفاده از فرهنگ عاشورایی، می گویند: یزید بن معاویه از امام زین العابدین(ع) سؤال کرد چه کنم تا جبران مافات شود؟ حضرت فرمود: « بین نماز مغرب و عشا، نماز غفیله بخوان » افیون هست یا نیست؟ می گوئیم: در رابطه با اعتقادات مسیحیت کاری نداریم و نمی دانیم از چه زمانی و چگونه چنین اعتقاد و باوری در تعالیم مسیحیّت وارد شده است. در رابطه با کرنش علمای دین در برابر امراء و حکام ظلم و جور، صفحات تاریخ از خون شهدای سادات فاطمی و دوستداران آنان رنگین است و این خود گواه روشنی است بر ظلم ستیزی تشیّع علوی در برابر خون آشامان اموی و عباسی و تابعان آن ها در طول تاریخ در هر لباس و مسلکی که باشند. این قرآن مسلمانان است که در سورۀ نساء، صراحتاً به گوش جهانیان می رساند: « مؤمنانی که بی هیچ رنج و آسیب از جنگ سر می تابند با کسانی که به مال و جان خویش در راه خدا جهاد می کنند برابر نیستند، خداوند جهاد گران به مال و جان را بر وانشستگان به درجات و مراتبی برتری داده است. [ اگر چه ] خدا همه را وعده های نیکو داده است [ امـّا ] جهاد کنندگان را بر وانشستگان به پاداشی عظیم برتری داده است. درجاتی از جانب خدا و آمرزش و رحمت، که او آمرزنده و مهربان است. کسانی که فرشتگان جانشان را می ستاننـد، و آنان بر خود ستم کرده اند، ازشان می پرسند: درچه حال و کاری بودید؟ گویند:ما در روی زمین مردمی بودیم زبون گشته [ مستضعف ]، فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که بتوانید در آن مهاجرت کنید؟ مکان و سرانجام اینان جهنم است و بد سرانجامی است. مگر مردان و زنان و کودکان ناتوان و مستضعفی که هیچ چاره ای نیابند و راه به جایی نبرند.» لابد عَلـَم کنندگان ِتـِز قدیمی « دین افیون ملتهاست » این حدیث نبوی را نشنیده اند که می فرماید « افضل الجهاد کلمة حقٌ عند سلطان جائر؛ برترین جهاد، [ در پیشگاه خدا ] سخن ِحقـّی است که در مقابل زمامدار ستمکار و ستمگـِر در حال طغیان، گفته می شود » و نیز این خطبۀ امام اوّل را، که می فرماید: « امّا بعد فإن الجهاد بابٌ من ابواب الجنـّة، فتحه الله لِخاصّة اولیائه، وهو لباس التقوی، و درع الله الحصینة، وجنـّة الوثیقة، فمن ترکه رغبة اَلبسه الله ثوب الذل...؛ اما بعد، جهاد دری است از درهای بهشت، که خداوند بر روی بندگان خاصّ خود گشوده است، جهاد لباس تقوی و پاکدامنی و جوشن استوار خدایی و سپر ستبر اوست، هر که آن را ناخوش دارد و از آن رخ بر تابد، خداوند جامۀ خواری و زبونی بر او بپوشاند.» و همچنین این خطبۀ سالار شهیدان حسین بن علی (ع) را که می فرماید: « من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاً لعهدالله مخالفاً لسنة رسول الله یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل ولا قول کان حقاً علی الله أن یدخله مدخله؛ هر کس سلطان زورگوئی را ببیند که حرام خدارا حلال نموده، پیمان الهی را می شکند و با سنت و قوانین رسولخدا از در مخالفت در آمده و در میان بندگان خدا، راه گناه و معصیت و ستم و دشمنی را درپیش می گیرد، ولی با عمل یا سخن اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که او را در محل و جایگاه آن سلطان ظالم قرار دهد.» این سرودِ حماسی که از بلندای تاریخ شهادت، در چکاچک عاشورای 61 بعد از هجرت، از حلقوم فرزند پیامبر خدا (ص) به گوش رسید فریاد پرخاشگر همۀ مستضعفان جهان بود بر سر همۀ مستکبران در همۀ قرون و اعصار در هر لباس و مسلکی که باشند: « الا ترون انّ الحقّ لا یعمل به، وَاَنّ الباطل لا یتناهی عنه؟ فلیرغب المؤمن فی لقاء ربّه محقـّا، وَاِنـّی لا أری الموت اِلاّ السَّعادة، والحیاة مع الظـّالمین اِلاَ برمـا؛ آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود، آیا نمی بینید که مردم از باطل رویگردان نیستند؟ در چنین [ هنگامه و محیط فاسد و آلوده ای ] باید هر فرد با ایمانی آرزوی مرگ و لقاء پروردگار خویش کند، و من مرگ را جز نیک بختی و سعادت، و زندگی با ستمگران را جز مایۀ تباهی چیزی نمی بینـم.» گفتا که زندگی است ایمان و هم جهاد هـر ملتی رشیـد اینـش بـود عمـاد مردن بسی به است از ننـگ و انقیـاد در پیـش خود سـری در مـورد فسـاد بایـد قیـام کـرد بایـد بپـا ستـاد اینسـت رسـم دیـن اینسـت راهِ کـار پس با چنین داده هایی، در رابطه با اعتقاد شیعیان، با قاطعیت می توان گفت در هیچ برهه ای از زمان، از زبان و قلم و عمل هیچ عالم دین به معنای حقیقیِ « عالم دین » چنان برداشتی از داستان شهادت عاشورا شنیده و دیده نشده است. امّا، ناگفته نگذریم که شخصاً معتقدم کور باد هر آن چشمی که در مصائب سبط نبی مکرّم اسلام حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) گریه نکند، و اعتقاد راسخ دارم که گریه بر مصیبت آن حضرت، گریه بر مصایب اسلام ِولایت است که در طول تاریخ از خودی و بیگانه مخصوصاً از داعیان اسلام ِخلافت دیده است. لکن در باورداشت چنین اعتقادی برایم می گویند: آقا! تو کجای کاری، خدای ناکرده کری یا کور؟ در خارج از چارچوب اعتقادی که احیاناً بعضی ها ـ آن هم فقط برای خاطر دل ِخودشان دارند ـ اعتقاد قلبی اکثر گریه کنندگان بر این محور عقیدتی دور می زند که، گریه بر هر درد بی درمان دواست. مخصوصاً برای دردهای لاعلاجی مثل ابتلاء به گناه، درمان قطعی است! می گویم: تصادفاً درست در همین نقطۀ افتراق است که با دو نوع قرائت و بینش روبرو می شویم. قرائت و بینش اکثریتی که می گویند: گریه بخشایندۀ کل گناهان است، ولی در مقابل آن، قرائت و دیدگاه اقلیـتِ همیشه محجور بر این بوده است کـه تا سنخیّت نباشد نمی توان از اعمال صوری و ظاهری نتیجه گرفت. می گویند: درست است که همۀ دارائی من از منابع؛ ربا، رشوه، قمار، قاچاق، معاملات حرام، مونوپُل، کلاهبرداری و در یک کلام دارا شدن بلاجهت تأمین و تغذیه می شود، لکن وقتی که یک قسمت جزئی از این اندوختۀ باد آورده را در همین راههایی که ما خود ابداعش کرده و بال و پرش داده ایم هزینه می شود، همۀ دلهای آلوده و دستهای ناپاک، در نهر؛ « زیارت، احسان، اطعام، گریه بر مصائب اهلبیت خصوصاً مصیبت عاشورا » چنان شستشو داده می شود که پاک تر از روز اوّل می گردد! و می افزایند: درست است که نگاه کردن و لمس کردن نامحرم حرام است، امّا همین که این چشمان آلوده به گناه در مصیبت عاشورا گریست و با این دستهای نا پاک بر سر و سینه زده شد، طی یک فعل و انفعالات عجیب شیمیائی، چشم ها معصوم تر از چشمان نوزاد، و دستها پاک تر از دستهای بچه ای می شود که امروز متولد شده است! مگر شما می توانید تصوّر کنید که چه معجزات و کشف کراماتی از؛ « آش نذری روز تاسوعا، قربانی روز عاشورا، شـُله زرد روز اربعین، سینه زدن روز چهل و هشتم و... » دیده شده است؟ شما که بدور از معرفت دینی هستید چگونه می توانید تصوّر کنید که همۀ گناهان را می شود با دو رکعت نماز غفیله در بین نماز مغرب و عشا، مورد بخشایش قرار داد؟ می گویم: با این حساب و کتابی که شماها دارید و می کنید پس امام حسین (ع) رهبر و پیشوای اشخاص دو روی ِمنافق، شارلاتان های زبردست، کلاهبرداران و قماربازان حرفه ای، عیاشان ِخوشگذران تابع هوسهای به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو، بازاریان محتکر و رباخوار خون آشام، کارمندان رشوه خوار و نمّام،کارگران چپ دست و خائن، و در یک کلام مجریان پروپا قرص اوامر شیاطین انس و جنّ خواهد بود، نه راهبر آزادگان و دین مداران. آن وقت با چنین پیش فرض بفرمائید کارگزاران یزیدبن معاویه، عبیدالله بن زیاد، عمربن سعد و شمربن ذی الجوشن چه کم و کسری از شماها داشتند که حسین بن علی در برابر آنان قامت مردانگی برافراشت، و فرمود: إن کان دین محمدا لم یستقم بقتلی فیا سیوف خذینی و اصلاً فلسفۀ نهضت عاشورا چه بود؟ آیا فکر نمی کنید که احسان کردن با پول حرام نه تنها هیچ گناهی را پاک نمی کند بلکه خودِ آن عمل گناه نابخشودنی دیگری است که به بار گناهان قبلی افزوده می شود؟ زیرا با چنین اطعامی وبال گردن کسانی می شوید که با خوردن مال حرام چهل روز دعایشان مستجاب نمی شود. براستی حیف نیست چشمانی که در سوگ فرزند پیامبر(ص) اشگ می ریزد در اطفاء شهوت نفس چشم چرانی کند؟ حیف نیست دستی که در ایام محرم بر سینه می زند بدن نامحرمی را لمس کند؟ حیف نیست زبانی که به فریاد یاحسین در دهان می چرخد در بلعیدن مال حرام و تکلم دروغ و بهتان بکار گرفته شود؟ براستی اگر این دل صاحب مرده در گرو ولایت علی(ع) و فرزندانش راه معنویت می پیماید چگونه می تواند در گرو درهم و دینار زخارف دنیوی سر خم کند و به هر گونه بی ناموسی رضایت دهـد؟ حقیقتاً ماها نمی دانیم یا درعین دانایی خود را به کودنی و ابلهی می زنیم که به امید شفاعت بر هر کاری دست می یازیم، در حالی که همگان می دانیم که اوّلین ابزار شفاعت شخص گناهکار توبه است تا بتواند سنخیّت پیدا کند. شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام تا نگـردد ز تو این دیـر خراب آلوده مگر به روایت صفوان جمّال از امام صادق(ع)؛ در زیارت اربعین خوانده نمی شـود « وَ بَـذلَ مُهجَتـَهُ فِیکَ لِیَستـَنقـِـذ َعِبَادَکَ مِنَ الجَهَالـَةِ وَ حَیـرَةِ الضَّلالـَةِ؛ یعنی [ حسین(ع) ] جانش را در راه تو فدا کرد تا بندگانت از خطر جهالت و حیرت و ضلالت [ نادانی، سرگردانی و گمراهی ] نجات یابند. به نظرداعیان قرائت اول؛ نجات یافتن ازخطر؛ حیرت، نادانی، سرگردانی و گمراهی، یعنی چه؟ اگر در نظر آن ها ربا، رشوه، قمار، قاچاق، معاملات حرام، مونوپُل، کلاهبرداری و در یک کلام داراشدن بلاجهت، و دست یازیدن به محرمات و ابا نداشتن از پوشانیدن چشم از بیگانه و لمس نامحرم به بهانۀ متعه، و خوردن چیزهائی که نباید خورد و نوشید، افتادن در ورطۀ ضلالت و گمراهی و نفاق نیست پس در قاموس لغت آن ها جهالت و حیرت و ضلالت چگونه معنا می شود؟ بلی متأسفانه این عزیزان با چنین قرائت غلط و در نتیجۀ آن، با حرکات زشت و ناموزون خود باعث شده اند نه تنها اعمال و کردارشان در جهت تبلیغ دین نتیجۀ مطلوب و مثبتی نداشته باشد بلکه چهرۀ ملکوتی اسلام را چنان مشوّش کرده اند که در نظر خودی و بیگانه کاربرد افیونی پیدا کرده است و بی محابا می گویند: دین افیون ملتهاست. اینان تصوّر می کنند با یک ذکر استغفرالله همۀ کارها روبراه، و با دو رکعت نماز غفیله همۀ گناهان گذشته و آیندۀ بخشوده می شود، غافل که دوستان نادان و دشمنان دانا می گویند: عجب! یعنی این دین، این قدر بی درو پیکر است که می شود حتـّی شخصیتی مثل خامس آل عبا را کشت بعد با خواندن دو رکعت غفیله همه چیز را به حالت نخستین باز گردانید. ولی عاقلان می گویند؛ بدانید و آگاه باشید اگر توبه ای که اسلام و قرآن به آن دعوت می کند به درستی تحقق نیابد چنین استغفارها لقلقۀ زبانی بیش نخواهد بود
 توبه بر لب سبحه بر دست دل پر از مهر گناه
معصیت را خنـده می آیـد ز استغفـار مـا
بدان امید که همۀ عزاداران و شرکت کنندگان در مجالسی که به نام دین منعقد می گردد با استعانت از احادیث منقول از ائمّۀ معصومین علیهم السلام معتقد باشند به اینکه پیش از روز بازخواست، در حال حاضر آن بزرگواران شاهد و ناظر اعمال ما می باشند:
 1ــ عن محمدبن الفضیل عن ابی الحسن (ع) قال: سألته عن قول الله « وَ قـُل اعمَلوُا فسَیَری اللهُ عَمَلکُم وَ رَسُولهُ وَالمُؤمِنوُنَ » قال تعرض علی رسول الله (ص) اعمال اُمّته کلّ صباح و مساء ابرارها و فجّارها فاحذروا؛ محمدبن فضیل می گوید: از امام کاظم (ع) راجع به سخن خداوند پرسیدم که فرمود: « و بگو عمل کنید، که بزودی خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را خواهند دید » فرمود: برای پیامبر اعمال امّت او از نیکان و بدان عرضه می شود، پس برحذر باشید.
 2ــ یعقوب بن شعیب می گوید: از امام صادق (ع) راجع به این سخن خدا پرسیدم که فرمود: « عمل کنید، که به زودی خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را خواهند دید » فرمود: منظور ائمّه هستنـد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
 1) آیا دین افیون ملتهاست؟ عنوان چهاردهمین سرفصل از کتاب « اسلام و نابسامانیهای روشنفکران » به قلم مرحوم محمد قطب می باشد که در سال 1343 توسط آقای محمدعلی عابدی به فارسی ترجمه شده است. برادران قطب ( سید قطب و محمد قطب ) و خواهرشان امینه قطب از پیشگامام نهضت اسلام خواهی در کشور اسلامی مصر بودند که متأسفانه بر اثر نفوذ استعمار شرق به اعدام محکوم شدند. حکم صادره در بارۀ مرحوم سید قطب مفسر قرآن و ( تئوریسین جمعیت اخوان المسلمین ) سحرگاه روز دوشنبه هفتم شهریور 1345 به اجرا درآمد و در زندان به دار آویخته شد ( روزنامۀ اطلاعات سال چهل و یکم، شمارۀ 12066 ) و متعاقباً با فاصلۀ زمانی یک سال خواهر و برادرش را نیز به وی ملحق ساختند. 2) به قول مرحوم محمد قطب: اسلام می گوید که مال و ثروت نباید در دست اغنیا بازیچۀ حکومت و باعث تشکیلات دولت گردد، اسلام همه جا دولت را مأمور و مسئول نگهداری و پرستاری از رعیت می کند. به هر طریقی که امکان پذیر است یا با ایجاد کار آبرومندانه باید آنان را به کار و کوشش وادارد و یا باید در صورت نا توانی از کار بطور مستقیم زندگیشان را از صندوق دولت و دارایی ملی تأمین نماید... نتیجه این که ثروتهای سرشار جهان در دست عده ای دنیاپرست و سودجو انباشته نگردد تا در میان خود مانند گوی چوگان دست بدست بگردانند، و تودۀ مردم را در آتش محرومیت ابدی بسوزانند. همانگونه که در نظام شوم تیول و رژیم فاسد سرمایه داری به آسانی این محرومیت پدید می آید. و برهمگان روشن است که اینگونه رفتار زشت از کارهای ناپسند است، و اسلام آن ها را بنام منکر به جامعه معرفی می نماید، زیرا که مخالف فرمان پروردگار جهان است که می فرماید نباید ثروت در میان ثروتمندان وسیلۀ حکومت و باعث تشکیلات دولت آنان بشود، تا بازهم این نابسامانی پیش آید که ثروتمندان سودپرست همۀ این ثروتها راروی هم انباشته و احتکار کنند و یا در خوشگذرانی و عیاشی خود به مصرف برسانند، اگر احتکار پدید آید در نظر اسلام نیز منکر و ناستوده است. قـرآن با زبان شیوائی به محتکران مژدۀ عـذاب می دهد. می گوید: « والذین یکنزون الذهب والفضـّه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم؛ کسانی که زر وسیم را اندوخته و دراحتکارش می کوشند و از انفاق در راه خدا خودداری می کنند به آنان عذابی دردناک بشارت بده » واضح است تا کاری منکر و ناستوده در پیشگاه خدا نباشد مجازات و عذاب معنائی ندارد. آیات تحریم عیاشی و اسراف و خوشگذرانی در قرآن جداً فراوان است و همۀ این آیات عیاشان را با کفر و فسق و فجور معرفی می نماید..


Copyright © 2010 seyyidparpanchi.com